برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

incorporated

/ˌɪnˈkɔːrpəˌretəd/ /ɪnˈkɔːpəreɪtɪd/

(شرکت و غیره) رسما به ثبت رسیده، همبسته، همبند شده، یک کاسه، یکپارچه، متحد شده، ملحق شده، ضمیمه شده

واژه incorporated در جمله های نمونه

1. an incorporated association
انجمن به ثبت رسیده

2. the company was incorporated ten years ago
شرکت ده سال پیش به ثبت رسید.

3. your recommendations will be incorporated into the new project
توصیه‌های شما در طرح جدید منظور خواهد است.

4. He was incorporated a member of the college.
[ترجمه ترگمان]او یکی از اعضای این کالج بود
[ترجمه گوگل]او یک عضو کالج بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These conditions must be expressly incorporated into the contract of employment.
[ترجمه ترگمان]این شرایط باید به صراحت در قرارداد استخدام گنجانده شود
[ترجمه گوگل]این شرایط باید به صراحت به قرارداد استخدام اضافه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Many of your suggestions have been incorporated in the new plan.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از پیشنهادها شما در برنامه جدید گنجانده شده‌اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از پیشنهادات شما در طرح جدید گنجانده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه incorporated به انگلیسی

incorporated
• formed into a corporation, existing as a corporation; united, combined into one body; forming a part of, included in
• in the united states, incorporated is used after the name of a company to indicate that the company has been legally formed into a corporation. incorporated has the written abbreviation inc.
adobe systems incorporated
• large software company (headquartered in california) that produces sophisticated graphics and desktop publishing programs for use with person computers and networks (internet, computers)
icom incorporated
• japanes company established in 1954 with headquarters in osaka (japan), manufacturer of radio communication equipment and accessories, wholesaler of accessories and aviation communication equipment

incorporated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مه سا
متصل میشود
گلناز
شامل
محمد یمینی
مشارکت داشتن، سهیم بودن
Shiva
مندرج
محمدجواد
گنجانده
سجاد صالحی
مشارکت داده شدن
کارآموزان در تصمیم گیری در مورد خدمات بالینی، مشارکت داده شدند = trainees are incorporated into clinical service decisions
زهرا
یکپارچه
Dark Light
اگه با اسم شرکت و کمپانی بیادش یعنی رسما ثبت شده یا به رسمیت شناخته شده.یعنی این شرکت خانواده داره.یه کمپانی قوی که ثابت شده داره حرفه ای توی زمینه مخصوص به خودش کار میکنه
Incorporated company
Corporation : Big company or business

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی incorporated

کلمه : incorporated
املای فارسی : اینکرپرتد
اشتباه تایپی : هدزخقحخقشفثی
عکس incorporated : در گوگل

آیا معنی incorporated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )