برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

inch

/ˈɪnt͡ʃ/ /ɪnt͡ʃ/

معنی: اینچ
معانی دیگر: (وزن یا طول و غیره) ناچیز، کم کم پیش رفتن، آهسته رفتن، ذره ذره جلو رفتن، (سنجه ی درازا برابر با یک دوازدهم فوت یا 2/54 سانتی متر) اینچ (مخفف آن: in - نشان آن: " )، (ایرلند و اسکاتلند) زمین دور افتاده، مقیاس طول برابر 45/2 سانتی متر

بررسی کلمه inch

اسم ( noun )
(1) تعریف: a unit of length equal to one twelfth of a foot or 2.54 centimeters. (abbr.: in.)

(2) تعریف: a small indefinite amount.

- He hasn't moved an inch in the last hour.
[ترجمه ترگمان] در این ساعت اخیر حتی یک اینچ هم تکان نخورده است
[ترجمه گوگل] او در یک ساعت گذشته یک اینچ نرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: inches, inching, inched
• : تعریف: to move by very small degrees or increments.
مشابه: drag, edge

واژه inch در جمله های نمونه

1. inch by inch (or by inches)
کم‌کم،به درجات،آهسته

2. every inch
کاملا،از هر نظر

3. a 4- inch module
یک معیار چهار اینچی

4. within an inch of
بسیار نزدیک به

5. within an inch of one's life
تقریبا تا سرحد مرگ

6. they contested every inch of land in their retreat
آنها در حین عقب‌نشینی از هر وجب زمین با سرسختی دفاع کردند.

7. a scale of one inch to a mile
به نسبت یک اینچ به یک میل

8. we will dispute every inch of our ground
ما برای هر وجب از خاکمان ستیز خواهیم کرد.

9. a fraction of an inch
بخش بسیار کوچکی از یک اینچ

10. i escaped death by an inch
چیزی نمانده بود بمیرم.

11. . . . tell my mother to paint an inch thick. . .
(هملت) . . . به مادرم بگو یک خروار بزک کند. . . .

12. she had them clip her hair by an inch
داد موهایش را یک اینچ کوتاه کنند.

13. the box was so heavy that i couldn't even shift it an inch
جعبه آنقدر سنگین بود که حتی نتوانستم آن ...

مترادف inch

اینچ (اسم)
inch

معنی عبارات مرتبط با inch به فارسی

کم کم، به درجات، آهسته، اینچاینچ، خردخرد
(امریکا) مقدار آبی که یک جریب فرنگی را به ارتفاع یک اینچ فرا می گیرد (3630 پای مکعب)، 21/1 یک جریب اب
کاملا، از هر نظر
کم کم، به درجات، آهسته، اینچاینچ، خردخرد

معنی inch در دیکشنری تخصصی

inch
[برق و الکترونیک] اینچ واحدی برای طول که برابر با 2/54 سانتی متر است . استفاده از واحد si طول ، ترجیح داده می شود .
[مهندسی گاز] اینچ
[ریاضیات] اینچ، واحد طول انگلیسی تقریبا 2.54 سانتیمتر
[خاک شناسی] ایکر- اینچ
[زمین شناسی] محک زدن و عیارسنجی برحسب اینچ در تعیین ارزش عیار کانسنگ به ضرب درجه عیار آن درتعداد اینچی که در امتداد یا به موازات آن نمونه برداشت شده است گفته می شود. مقایسه شود با: assay foot
[نفت] حفاری چاه دهانه گشاد
[کامپیوتر] تعداد بایت ها در یک واحد اینچ
[کامپیوتر] کاراکتر در اینچ ، دخشه در اینچ .
[برق و الکترونیک] نویسه در اینچ [ سی پی آی] واحدی که تعداد نویسه های چاپ شده یا تولید شده در هر اینچ را مشخص می کند.
[نساجی] تعداد حلقه های عرضی کشباف در یک اینچ
[خودرو] اینچ مکعب. یک Cubic Inch برابر 16.3870641 سانتی متر مکعب(CC) است. این واحد در گذشته برای اندازه گیری حجم موتور توسط انگلیس و آمریکا استفاده میشد.
[مهندسی گاز] اینچ مکعب
[کامپیوتر] نقطه در هر اینچ
[نساجی] سرعت شانه ماشین گیل در اینچ
...

معنی کلمه inch به انگلیسی

inch
• unit of measurement, 1/12 of a foot (equal to 2.54 cm); little bit, iota, small amount
• move along very slowly, creep, edge
• an inch is a unit of length, equal to approximately 2.54 centimetres.
• if you inch somewhere, you move there very slowly and carefully. if you inch something somewhere, you move it there very slowly and carefully.
inch along
• move slowly
inch by inch
• little by little, gradually
characters per inch
• measurement of the compactness of a printer font
dots per inch
• unit of measurement for the resolution of graphic devices such as scanners and printers
every inch
• all the parts, each bit, each and every solitary portion
inch by inch
• little by little, gradually
square inch
• unit for measuring area, area of a square which has the length of each side equal to one inch

inch را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
در معنای فعل:
کم کم و در مسیر مشخصی حرکت کردن
محمد ولی زاده
have or cause an uncomfortable feeling on the skin that makes you want to scratch it
خارش کردن پوست
علیرضا زاهدپور
عزیز من اون itch هستش که معنای خارش میده نه inch
ببخشید ها!!🙂

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی inch

کلمه : inch
املای فارسی : اینچ
اشتباه تایپی : هدزا
عکس inch : در گوگل

آیا معنی inch مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )