برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

inbox


محل نگهداری نامه هائی که دریافت شده

واژه inbox در جمله های نمونه

1. I had 130 emails in my inbox this morning.
[ترجمه ترگمان]امروز صبح ۱۳۰ ایمیل در صندوق پستی ام داشتم
[ترجمه گوگل]امروز صبح در صندوق پستی من 130 ایمیل داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Again, using the Inbox view example, this view allows you to sort by sender, subject, date, size, and more.
[ترجمه ترگمان]مجددا، با استفاده از دیدگاه Inbox، این دیدگاه به شما این امکان را می‌دهد که با فرستنده، سوژه، تاریخ، اندازه، و بیشتری مرتب‌سازی کنید
[ترجمه گوگل]باز هم، با استفاده از نمایشگر صندوق ورودی، این نمایه به شما اجازه می دهد تا براساس فرستنده، موضوع، تاریخ، اندازه و موارد دیگر مرتب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You must synchronize your Inbox before selecting additional folders.
[ترجمه ترگمان]شما باید قبل از انتخاب پوشه‌های بیشتر، Inbox خود را هماهنگ کنید
[ترجمه گوگل]قبل از انتخاب پوشه های اضافی، صندوق ورودی خود را همگام سازی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An option to synchronise multiple accounts into one inbox is also available.
[ترجمه ترگمان] ...

معنی inbox در دیکشنری تخصصی

inbox
[کامپیوتر] صندوق ورودی

معنی کلمه inbox به انگلیسی

inbox
• folder used to store incoming electronic mail messages

inbox را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

iltay aghcheli
بسته ی بازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی inbox

کلمه : inbox
املای فارسی : اینباکس
اشتباه تایپی : هدذخط
عکس inbox : در گوگل

آیا معنی inbox مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )