برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1391 100 1

in the clear


1- آزاد (از قید یا گرفتگی)، باز، در هوای باز، بیرون (از جای سر پوشیده یا جنگل و غیره) 2- (عامیانه) مبرا از اتهام، خلاص از گرفتاری یا تهمت

بررسی کلمه in the clear

عبارت ( phrase )
• : تعریف: free from suspicion or danger.

واژه in the clear در جمله های نمونه

1. May there be no clouds in the clear sky of your seventeen-year-old youth.
[ترجمه ترگمان]ممکن است هیچ ابری در آسمان صاف و روشن جوانان seventeen وجود نداشته باشد
[ترجمه گوگل]ممکن است در آسمان روشن جوانان هفده ساله ابرهای شما وجود نداشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The corridor is metres in the clear.
[ترجمه ترگمان]راهرو به وضوح متر است
[ترجمه گوگل]راهرو متر به صورت روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It seems that the original suspect is in the clear.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که مظنون اصلی روشن است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد مظنون اصلی روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The stars were winking in the clear sky.
[ترجمه ترگمان]ستارگان در آسمان صاف چشمک می‌زدند
[ترجمه گوگل]ستاره ها در آسمان روشن چشم دوخته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه in the clear به انگلیسی

in the clear
• innocent, blameless, above suspicion

in the clear را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
در امنیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in the clear
کلمه : in the clear
املای فارسی : این تاه کلیر
اشتباه تایپی : هد فاث زمثشق
عکس in the clear : در گوگل

آیا معنی in the clear مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )