برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

in common

بررسی کلمه in common

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: held or used jointly; shared.

- I enjoy his company because we have many interests in common.
[ترجمه شهاب] من از مصاحبت با او لذت بردم زیرا ما علائق مشترک زیادی داریم .
|
[ترجمه ترگمان] من از شرکت او لذت می‌برم، زیرا منافع بسیاری در این زمینه داریم
[ترجمه گوگل] من از شرکت خود لذت می برم زیرا ما دارای منافع بسیاری در رایج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The two women were surprised to discover that they have several friends in common.
[ترجمه ترگمان] این دو زن از اینکه متوجه شدند که چند تا از دوستان مشترک دارند، شگفت‌زده شدند
[ترجمه گوگل] دو زن شگفت زده شدند تا کشف کنند که چندین دوست مشترک دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Although they grew up together, he feels he has nothing in common with his brother anymore.
[ترجمه ترگمان] هر چند که با هم بزرگ می‌شوند، احساس می‌کند که دی ...

واژه in common در جمله های نمونه

1. I have a lot in common with my sister.
[ترجمه ستاره] من با خواهرم وجه اشتراک زیادی دارم
|
[ترجمه ترگمان] من چیزای مشترک زیادی با خواهرم دارم
[ترجمه گوگل]من با خواهر من خیلی مشترک هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We had a surprising amount in common.
[ترجمه مهدي] ما يك تفاهم شگفت انگيزي با هم داشتيم.
|
[ترجمه ترگمان]ما یک مقدار شگفت انگیزی داشتیم
[ترجمه گوگل]ما یک مقدار شگفت آور مشترک داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The word "undertaker" had long been in common usage.
[ترجمه ترگمان]کلمه \"تابوت ساز\" مدت طولانی در کاربرد متداول بوده‌است
[ترجمه گوگل]کلمه 'undertaker' برای مدت طولانی در است ...

معنی in common در دیکشنری تخصصی

in common
[حقوق] مشاع، مشترک
[ریاضیات] مشترک
[حقوق] مشترکأ یا به صورت اشاعه مالک بودن

معنی کلمه in common به انگلیسی

in common
• shared, joint; sharing the same with another person or others; by all
have in common
• shared, joint; sharing the same with another person or others; by all
have nothing in common
• having nothing similar; not sharing same

in common را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sadaf az
وجه مشترک
محمد علی کریمی
بطور مشترک،مشترکا،بطورمشاع،مشاعا
غزل
همگانی، عمومی
M
در چیزی مشترک بودن
Shima
اتفاق نظر
Mrym
هم نظر بودن
Zari
تفاهم
تورج
وجه اشتراک
رامین نعیمی
تفاهم داشتن
Gilako
[در چیزی یا چیزهایی اشتراک داشتن] وجه/ جنبه مشترک ، نقطه اشتراک

We have more in common than you think.
ما بیشتر از چیزی که فکرش رو می کنی نقاط مشترک داریم.
Htm
in common ::::::وجه مشترک

in common with :::: در اشتراک با

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی in common مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )