برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1401 100 1

in between


در میان، در وسط، در وضع میانه، لای

واژه in between در جمله های نمونه

1. In between jobs, Liz always took time out to return to her first love -- travelling.
[ترجمه ترگمان]در بین مشاغل، لیز همیشه برای بازگشت به اولین عشق خود زمان می‌برد
[ترجمه گوگل]در بین مشاغل، لیز همیشه زمان برای بازگشت به اولین عشق خود را - مسافرت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was a revolting green slime in between the bathroom tiles.
[ترجمه ترگمان]میان کاشی‌های حمام، یک لجن آلود و مشمئز کننده وجود داشت
[ترجمه گوگل]در میان کاشی های حمام، لجن سبز زده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Try to space out your classes and study in between.
[ترجمه ترگمان]سعی کنید کلاس خود را از بین ببرید و بین آن‌ها مطالعه کنید
[ترجمه گوگل]سعی کنید کلاس های خود را از بین ببرید و در میان تحصیل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The nurse will fit you in between other appointments.
[ترجمه ترگمان]پرستار شما را بین ملاقات‌های دیگر قرار می‌دهد
[ترجمه گوگل]پرستار شما را در میان دیگر قرار ملاقات قرار می دهد
[ترجمه ش ...

معنی عبارات مرتبط با in between به فارسی

نادر، کمیاب، قلیل

معنی in between در دیکشنری تخصصی

[سینما] تصویر بین دو حرکت یاتصویر میانی
[حسابداری] فصول میانی

معنی کلمه in between به انگلیسی

in between
• in the middle, in the center

in between را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رهگذر
بینابین
در وسط
کمال محمد طالبی
دراین اثناء - در طی این هنگام
سحر
بینابینی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in between
کلمه : in between
املای فارسی : این بتوین
اشتباه تایپی : هد ذثفصثثد
عکس in between : در گوگل

آیا معنی in between مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )