برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1396 100 1

in a row

/ɪn ə roʊ/ /ɪn ə rəʊ/

مدام، پی درپی، پشت سرهم، به ردیف

بررسی کلمه in a row

عبارت ( phrase )
• : تعریف: one after another.

- She won first prize three years in a row.
[ترجمه ترگمان] او سه سال متوالی برنده جایزه اول شد
[ترجمه گوگل] او سه سال در یک ردیف جایزه اول را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه in a row در جمله های نمونه

1. The teacher told the children to stand in a row.
[ترجمه ترگمان]معلم به بچه‌ها گفت که در یک ردیف بایستند
[ترجمه گوگل]معلم به بچه ها گفت که در یک ردیف ایستاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The team has chalked up its fifth win in a row.
[ترجمه ترگمان]این تیم پنجمین پیروزی خود را در یک ردیف ثبت کرده‌است
[ترجمه گوگل]این تیم در پی پیروزی پنجم خود قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The children were asked to stand in a row.
[ترجمه ترگمان]از بچه‌ها خواسته شد که در یک ردیف بایستند
[ترجمه گوگل]بچه ها خواسته شده بودند که در یک ردیف قرار بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The students stood in a row.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان در یک ردیف ایستادند
[ترجمه گوگل]دانش آموزان در یک ردیف ایستاده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی in a row در دیکشنری تخصصی

in a row
[ریاضیات] متوالی، پشت سر هم

معنی کلمه in a row به انگلیسی

in a row
• successively, one after another, sequentially

in a row را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

F.M@haji
پشت سر هم ،متوالی
R
One after the other without a break
Setayesh-Arya
پیاپی
Morteza
پیاپی
Vahid
مداوم،پیوسته
;-)
متوالی _ پشت سر_ در یک ردیف و راستا...
متین خدایی
پشت سر هم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in a row
کلمه : in a row
املای فارسی : این ا رو
اشتباه تایپی : هد ش قخص
عکس in a row : در گوگل

آیا معنی in a row مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )