برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1459 100 1

impoverishment

/ˌɪmˈpɑːvrɪʃmənt/ /ɪmˈpɒvərɪʃmənt/

معنی: بینوایی، بینواسازی

واژه impoverishment در جمله های نمونه

1. What is inadmissible in Lukacs's eyes is any impoverishment of this historical complexity.
[ترجمه ترگمان]آنچه در چشمان Lukacs غیرقابل‌قبول است، هر گونه کاهش این پیچیدگی تاریخی است
[ترجمه گوگل]آنچه در نظر لوکاچ غیر قابل قبول است هر گونه فقر و بی دقتی این پیچیدگی تاریخی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Simpson is unlikely to face impoverishment, however.
[ترجمه ترگمان]به هر حال \"سیمپسون\" بعید به نظر میاد
[ترجمه گوگل]با این حال، سیمپسون بعید به نظر رسیدن به فقر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It cost me two years of impoverishment, spending every dime on legal fees.
[ترجمه ترگمان]دو سال فقر برایم تمام‌شده و هر ده سنتی را بابت هزینه‌های حقوقی خرج می‌کنم
[ترجمه گوگل]من دو ساله از فقر به من هزينه كردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Magically, impoverishment became a "special investment vehicle".
[ترجمه ترگمان]فقر، فقر تبدیل به یک \"وسیله سرمایه‌گذاری ویژه\" شد
[ترجمه گوگل]به ...

مترادف impoverishment

بینوایی (اسم)
poverty , impoverishment
بینواسازی (اسم)
impoverishment

معنی کلمه impoverishment به انگلیسی

impoverishment
• act of making poor, pauperization
• impoverishment is the state of being poor, or the process of becoming poor.

impoverishment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
بهبود
هودیسه
تضعیف
Arezou Mhn
تحلیل‌رفتگی، بی‌بنیگی، ضعف، بی‌قوتی
نسرین زارع
فقدان
فقر
ماندانا مظاهری
به فقر دچار ساختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی impoverishment
کلمه : impoverishment
املای فارسی : ایمپوریشمنت
اشتباه تایپی : هئحخرثقهسائثدف
عکس impoverishment : در گوگل

آیا معنی impoverishment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران