برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1425 100 1

immobilise

واژه immobilise در جمله های نمونه

1. If the prey obligingly offers itself as an immobilised piece of meat, what advantage does it gain?
[ترجمه ترگمان]اگر طعمه خود را به عنوان یک تکه گوشت تثبیت‌شده خود عرضه کند، چه مزیت دارد؟
[ترجمه گوگل]اگر شکار به طور موقت خود را به عنوان یک قطعه بی حرکت از گوشت ارائه می دهد، چه مزیتی به دست می آورد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Like millions of others I was immobilised and unable to even frame my objections to the war.
[ترجمه ترگمان]من نیز مانند میلیون‌ها نفر دیگر خود را تکان دادم و نتوانستم even خود را به جنگ بیان کنم
[ترجمه گوگل]مثل میلیون ها نفر دیگر من بی حرکت بودم و حتی نمی توانستم اعتراض خود را به جنگ بیان کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Bandaged and immobilised, disfigured in the pursuit of beauty, Messager's women seek salvation.
[ترجمه ترگمان]bandaged و immobilised که در تعقیب زیبایی از ریخت افتاده بودند، زنان Messager به دنبال رستگاری هستند
[ترجمه گوگل]خانم Messager به دنبال نجات می شود و در معرض زیبایی قرار می گیرد و از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These are impregnated with imm ...

معنی کلمه immobilise به انگلیسی

immobilise
• make immovable, fix in place, restrict movement; prevent mobilization; stymie; cause to be unable to move; (finance) withdraw coins or bills from circulation; (finance) convert assets into fixed capital (also immobilize)

immobilise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضارضائی
تثبیت
ایمن سازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی immobilise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )