برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

illegitimate

/ˌɪlɪˈdʒɪtəmət/ /ˌɪlɪˈdʒɪtɪmət/

معنی: حرامزاده، غیر مشروع، ناروا
معانی دیگر: (فرزند) نامشروع، غیرمستدل، ناوارد، غلط، ناموجه، نامعقول، غیرقانونی، نامجاز، قدغن

بررسی کلمه illegitimate

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not legitimate; unlawful.
متضاد: lawful, legal, legitimate, true
مشابه: criminal, illegal, illicit, unlawful

- Did you know he was carrying on illegitimate business dealings?
[ترجمه ترگمان] میدونستی که اون معاملات نامشروع انجام میده؟
[ترجمه گوگل] آیا می دانستید که او معاملات غیرقانونی کسب و کار را انجام می دهد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: born out of wedlock; bastard.
متضاد: legitimate

- As his son was illegitimate, he could not inherit the throne.
[ترجمه ترگمان] چون پسرش فرزند نامشروع بود، نمی‌توانست تاج و تخت را به ارث ببرد
[ترجمه گوگل] به عنوان پسرش نامشروع بود، او نمی توانست تاج و تخت را به ارث برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: not in good usage; inappropriate.
متضاد: legitimate

- The use of that word in this context is illegitimate.
[ترجمه ترگمان] استفاده از این واژه در این زمینه نامشروع است
[ ...

واژه illegitimate در جمله های نمونه

1. an illegitimate conclusion
نتیجه‌گیری غیرموجه

2. an illegitimate government
دولت غیرقانونی

3. an illegitimate seizure of power
در دست گرفتن نامشروع قدرت

4. two legitimate daughters and one illegitimate son
دو دختر حلال‌زاده و یک پسر حرامزاده

5. hossein agha the carpet seller had two illegitimate children
حسین آقای فرش فروش دو بچه‌ی حرامزاده داشت.

6. About 68 per cent of illegitimate births were jointly registered by both parents.
[ترجمه ترگمان]حدود ۶۸ درصد از زایمان‌های غیرقانونی به طور مشترک توسط هر دو پدر و مادر ثبت شدند
[ترجمه گوگل]حدودا 68 درصد از تولدها غیرقانونی به طور مشترک توسط هر دو والدین ثبت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It is quite illegitimate to argue that the government had no choice.
[ترجمه ترگمان]بحث بر این است که دولت هیچ انتخابی ندارد
[ترجمه گوگل]کاملا نامشروع استدلال می کند که دولت انتخابی نداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف illegitimate

حرامزاده (صفت)
adulterate , spurious , bastard , illegitimate , unfathered , base-born
غیر مشروع (صفت)
illegitimate , illegal , unlawful
ناروا (صفت)
illegitimate , undue , unjust , inadmissible , impermissible , inadvisable , trumped-up

معنی illegitimate در دیکشنری تخصصی

illegitimate
[حقوق] ناشروع، ناحق، حرامزاده

معنی کلمه illegitimate به انگلیسی

illegitimate
• one who is born to parents who are not married to each other
• declare illegal, make unlawful
• against the law, illegal, prohibited; born to parents who are not married to each other, bastard
• a person who is illegitimate was born of parents who were not legally married to each other.
• an illegitimate activity is not allowed or approved by law or social customs.
illegitimate child
• child born out of wedlock, one born of parents not married to each other

illegitimate را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی illegitimate

کلمه : illegitimate
املای فارسی : ایللگیتیمت
اشتباه تایپی : هممثلهفهئشفث
عکس illegitimate : در گوگل

آیا معنی illegitimate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )