برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

illegal

/ˌɪˈliːɡl̩/ /ɪˈliːɡl̩/

معنی: غیر قانونی، غیر مجاز، حرام، غیر مشروع، نا مشروع

بررسی کلمه illegal

صفت ( adjective )
مشتقات: illegally (adv.)
(1) تعریف: contrary to law, rules, or the like; unlawful.
مترادف: illegitimate, illicit, outlawed, proscribed, unlawful
متضاد: lawful, legal, legitimate, licit
مشابه: banned, criminal, forbidden, unconstitutional, under-the-counter, under-the-table, wildcat, wrongful

- He was arrested for illegal possession of a gun.
[ترجمه arvin zahedi] او به دلیل داشتن اسلحه غیر قانونی توسط پلیس دستگیر شد
|
[ترجمه ترگمان] به خاطر یه اسلحه غیر قانونی دستگیر شد
[ترجمه گوگل] او برای داشتن غیر قانونی اسلحه دستگیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- That is an illegal move in this game.
[ترجمه ترگمان] این یه حرکت غیرقانونی تو این بازیه
[ترجمه گوگل] این حرکت غیرقانونی در این بازی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in computer science, not recognizable or accepta ...

واژه illegal در جمله های نمونه

1. It is illegal to reveal the names of juvenile delinquents.
فاش ساختن اسامی بزهکاران جوان، غیرقانونی است

2. Bigamy is illegal in the United States.
دوهمسره بودن در ایالات متحده خلاف قانون است

3. Mr. Worthington's illegal stock manipulations led to his jail sentence.
حساب سازی غیرقانونی آقای "ورتیگتون" در موجودی، منجر به زندانی شدن او گردید

4. illegal immigrants in america
مهاجران غیرقانونی در امریکا

5. hoarding is illegal
احتکار غیرقانونی است.

6. it is illegal to discriminate on the basis of color
تبعیض برمبنای رنگ پوست غیر قانونی است.

7. it is illegal to import opium into the country
وارد کردن تریاک به کشور غیرقانونی است.

8. it is illegal to tap into somebody else's electrical line
وصل کردن سیم خود به سیم برق دیگری غیر قانونی است.

9. they expelled illegal immigrants
مهاجران غیرقانونی را (از کشور) اخراج کردند.

10. they harried illegal immigrants from the border
مهاجران غیرقانونی را از مرز تاراندند.

11. (racial) intermarriages were illegal there
در آنجا پیوند نژاد غیرقانونی بود. ...

مترادف illegal

غیر قانونی (صفت)
wrongful , extralegal , illegal , unlawful
غیر مجاز (صفت)
illegal , impermissible , wildcat , unallowable
حرام (صفت)
illegal , unlawful , ill-gotten
غیر مشروع (صفت)
illegitimate , illegal , unlawful
نا مشروع (صفت)
unsavory , illegal , unallowed , illicit , unsavoury

معنی illegal در دیکشنری تخصصی

illegal
[کامپیوتر] غیر مجاز
[حقوق] غیر قانونی، خلاف قانون، نامشروع
[برق و الکترونیک] نویسه ی غیر مجاز نویسه یا مجموعه ای از بیتها که از سوی رایانه یا برنامه ی نرم افزاری به عنوان نمایش مجاز و پذیرفتنی شناخته نمی شود. معمولاً نویسه های غیر مجاز نشانه ی وجود نقص در سیستم است.
[حقوق] شرط خلاف قانون، شرط نامشروع
[کامپیوتر] عملکرد غیرقانونی - عملیات غیر مجاز عملیات غیر مجاز عملیاتی که یک برنامه ، مجاز به انجام آن نیست . مانند نوشتن بر روی دیسک ( فقط خواندنی ) یا استفاده از حافظه ی ویژهی برنامه ای دیگر . عملیات غیر مجاز معمولاً ناشی از خطاهای برنامه نویسی هستند . نگاه کنید به gpf .

معنی کلمه illegal به انگلیسی

illegal
• against the law, unlawful, not allowed by law
• if an activity, possession, or organization is illegal, the law says that it is not allowed.
• an illegal immigrant is a person who has entered a country without official permission.
illegal arrest
• seizure that is not lawful
illegal character
• character which is not allowed to be used in a programming language or in a file name
illegal consideration
• consideration in a contract that makes illegal stipulations, element in a contract that is against the law
illegal contract
• agreement which is illegitimate, contract which is not authorized by law
illegal immigrant
• person who comes to live in a foreign country without a visa or permit
illegal immigration
• coming to live in a foreign country without a visa or permit
illegal order
• order issued unlawfully
illegal supply of drugs
• quantity of drugs which were obtained illegally
illegal trade
• commerce which is not authorized by law, unlawful transactions
illegal wiretap
• unlawful spying by means of accessing someone's telephone line with a listening device
illegal wiretapping
• unlawful spying by means of accessing someone's telephone line with a listening device
manifestly illegal
• clearly against the law

illegal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

~~~|*--*|~~~
خلاف ، غیرقانونی
کاربر آبادیس
غیرفانونی
کامپیوتر: غیر مجاز
🐾 مهدی صباغ
Noun-countable-AmE-spoken :
مهاجر غیرقانونی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی illegal

کلمه : illegal
املای فارسی : ایللگل
اشتباه تایپی : هممثلشم
عکس illegal : در گوگل

آیا معنی illegal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )