برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1402 100 1

Iterative

/ˈɪtəˌretɪv/ /ˈɪtəˌretɪv/

تکراری، مکرر، بارستی، بازگفتنی، دوباره، چند باره، (دستور زبان) رجوع شود به: frequentative، تکرار کننده، ازسر گیرنده، تکرار شده

واژه Iterative در جمله های نمونه

1. iterative poetic imagery
استعاره‌های مکرر شاعرانه

2. The term iterative impedance is applied to a load that renders the input impedance of an asymmetric section equal to it.
[ترجمه ترگمان]عبارت مقاومت کننده تکرار شونده به بار اعمال می‌شود که امپدانس ورودی یک بخش نامتقارن برابر با آن را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]امپدانس تکرار اصطلاح به یک بار اعمال می شود که امپدانس ورودی یک بخش نامتقارن برابر با آن را اعمال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Such investigations may simply involve iterative selective alterations to the tagset used with monitoring of any improvement or degradation in performance.
[ترجمه ترگمان]چنین تحقیقاتی ممکن است به سادگی شامل تغییرات انتخابی تکرار شونده به the باشد که با نظارت بر هر گونه بهبود یا تجزیه در عملکرد مورد استفاده قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]چنین تحقیقاتی ممکن است به سادگی شامل تغییرات انتخابی تکراری در مورد تکرار مورد استفاده در نظارت بر هر گونه بهبود یا تضعیف عملکرد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. With such an iterative loop going, energy reinforcement and possible noise help decide the competition among stored possibilities.
[ترجمه ترگمان]با چنین چرخه تکرار شونده، تقویت انرژی و نویز ممکن به تصمیم‌گیری درباره رقابت در ...

معنی Iterative در دیکشنری تخصصی

iterative
[برق و الکترونیک] تکراری
[ریاضیات] ترجیعی، تکراری
[برق و الکترونیک] آرایه ی تکراری آرایه ای از تعداد زیادی مدول پردازشی مشابه و متصل به هم . در صورت به کارگیری مدارهای مناسب راه اندار و کنترل در یک رایانه ، می توان تعداد زیادی عملیات موازی و همزمان را با استفاه از این آرایه ها انجام داد. این روش ، ضمن استفاده از مدارهای آهسته و ارزان قیمت ، زمان لازم برای حل مسئله را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد .
[آمار] پیرایش بیضی وار تکراری
[برق و الکترونیک] پالایه ی تکراری نوعی پالایه چهار سر که امپدانس تکراری ایجاد می کند .
[برق و الکترونیک] امپدانس تکراری امپدانسی که در صورت اتصال به یک روج سر از ترادیسنده ای چهار - سر ، امپدانس مشابهی را بین زوج سر دوم ظاهر می کند . امپدانس تکراری خط انتقال یکنواخت ، مشابه با امپدانس مشخصه ی آن است . در صورتی که ترادیسنده چهار - سر متقارن باشد ، امپدانس تکراری هر دو زوج سر مشابه هم و برابر با امپدانسهای تصویری و امپدانس مشخصه ی آن است .
[ریاضیات] اصلاح تکراری
[عمران و معماری] روش تکراری
[نساجی] روش تکراری
[ریاضیات] روش تکراری
[آمار] روش تکراری
[شیمی] روش تکراری
...

معنی کلمه Iterative به انگلیسی

iterative
• repetitive; reiterative; marked by dreary repetition; that involves repetition; frequentative (grammar)

Iterative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غیاثی فر
تکرار پذیر
HTG
تکرار شونده
زینب زرمسلک
قابل تکرار
رهگذر
تکرارپذیر
دوره‌ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی iterative
کلمه : iterative
املای فارسی : ایترتیو
اشتباه تایپی : هفثقشفهرث
عکس iterative : در گوگل

آیا معنی Iterative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )