برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

Interpreting

واژه Interpreting در جمله های نمونه

1. The girl is interpreting for foreign visitors.
[ترجمه ترگمان]این دختر در حال تفسیر بازدیدکنندگان خارجی است
[ترجمه گوگل]دختر برای بازدید کنندگان خارجی تفسیر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some degree of latitude is required in interpreting the law on this point.
[ترجمه ترگمان]درجه عرض جغرافیایی برای تفسیر قانون در این نقطه مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]در مورد تفسیر قانون در این مورد، برخی از محدوده عرض جغرافیایی مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. However, interpreting their actions nowadays suggests to us that this is not altogether true.
[ترجمه ترگمان]با این حال، تفسیر اقدامات آن‌ها امروزه به ما نشان می‌دهد که این موضوع کاملا درست نیست
[ترجمه گوگل]با این حال، تفسیر اقدامات آنها امروزه به ما نشان می دهد که این در واقع کاملا درست نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Translation and Interpreting Cultural and orientation briefings
[ترجمه ترگمان]ارائه توضیحات فرهنگی و تفسیر
[ترجمه گوگل]ترجم ...

معنی کلمه Interpreting به انگلیسی

interpreting
• occupation of translating orally

Interpreting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Milad_cp
تفسیر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Interpreting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )