برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

Insure

/ˌɪnˈʃʊr/ /ɪnˈʃʊə/

معنی: بیمه کردن، ضمانت کردن، بیمه بدست اوردن

بررسی کلمه Insure

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: insures, insuring, insured
(1) تعریف: to guarantee against loss or harm, as with an insurance policy.
مشابه: cover, guarantee, guaranty, underwrite, warrant

- We insured our house against flooding.
[ترجمه ترگمان] ما خونه مون رو در برابر flooding بیمه کردیم
[ترجمه گوگل] خانه ما را در مقابل سیل بیمه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to guarantee or make sure of; ensure.
مشابه: cover, ensure

- They thought that a move to the country insured a pleasant life.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها فکر می‌کردند که یک حرکت به روستا یک زندگی خوشایند را بیمه کرده‌است
[ترجمه گوگل] آنها فکر کردند که یک سفر به کشور، یک زندگی دلپذیر را بیمه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (of an insurance company) to issue a policy that covers (a person or item) should that person or thing cause injury or damage, or should that person or thing be injured, lost, or damaged itself.

- Some companies will not insure young drivers.
...

واژه Insure در جمله های نمونه

1. insure your house against fire!
خانه‌ات را در برابر آتش سوزی بیمه کن‌!

2. our fusion will insure our survival
همبستگی ما بقای ما را تضمین خواهد کرد.

3. we shall endeavor to insure that freedom shall not perish and that justice shall rule the world
ما خواهیم کوشید (که تضمین کنیم) تا آزادی از میان نرود و عدالت در جهان حکمفرما باشد.

4. For protection against unforeseen emergencies, you insure your house, your furnishings and your car.
[ترجمه ترگمان]برای حفاظت در برابر وضعیت‌های اورژانسی پیش‌بینی‌نشده، خانه تان، اثاثیه و اثاثیه شما را بیمه می‌کند
[ترجمه گوگل]برای محافظت در برابر موارد اضطراری غیرمنتظره، خانه خود، مبلمان و وسایل نقلیه خود را تضمین می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is advisable to insure your life against accident.
[ترجمه ترگمان]توصیه می‌شود که زندگی خود را در برابر حادثه بیمه کنید
[ترجمه گوگل]توصیه می شود که زندگی خود را در برابر تصادف بیمه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Make sure you insure your camera against loss or damage.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که دوربین خ ...

مترادف Insure

بیمه کردن (فعل)
assure , insure
ضمانت کردن (فعل)
sponsor , guarantee , warrant , vouch , insure
بیمه بدست اوردن (فعل)
insure

معنی Insure در دیکشنری تخصصی

[حقوق] بیمه کردن

معنی کلمه Insure به انگلیسی

insure
• provide a guarantee against possible damage or loss; assure, ensure, make certain
• if you insure yourself or your property, you pay money to an insurance company so that, if you become ill or if your property is damaged or stolen, the company will pay you a sum of money.
• if you insure against something unpleasant happening, you do something to protect yourself in case it happens.
• see also ensure.
insure against
• arrange for a money payment in the event of (loss, death, accident, etc.)
insure oneself
• arrange for a money payment in the event of (loss, death, accident, etc.)

Insure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

rza 846
تضمین کردن
aida
بیمه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی insure

کلمه : insure
املای فارسی : اینسور
اشتباه تایپی : هدسعقث
عکس insure : در گوگل

آیا معنی Insure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )