برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

Instinct

/ˈɪnstɪŋkt/ /ˌɪnˈstɪŋkt/

معنی: غریزه، هوش طبیعی جانوران، شعور حیوانی
معانی دیگر: درون راند، سرشت، اقتضای طبیعت، شم، استعداد، آما، مملو(از)، آکنده، پر، سرشار، (روانکاوی فروید: انگیزان آغازین روانی مانند ترس یا عشق یا خشم، انگیزان زندگی eros یا انگیزان مرگ thanatos) در انگیزان

بررسی کلمه Instinct

اسم ( noun )
(1) تعریف: the natural, unlearned behavioral tendencies or characteristics that are innate in any given species.
مشابه: drive, impulse, sense, tendency, urge

- These birds have a migratory instinct.
[ترجمه ترگمان] این پرندگان غریزه‌ای طبیعی دارند
[ترجمه گوگل] این پرندگان یک غریزه مهاجرتی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a strong natural inclination, ability, or aptitude.
مترادف: ability, aptitude, disposition, flair, gift, knack, proclivity, propensity, talent, tendency
مشابه: capacity, facility, faculty, feel, impulse, inclination, predisposition

- It was his instinct to withdraw from conflict.
[ترجمه ترگمان] این غریزه او بود که از کش‌مکش دست بکشد
[ترجمه گوگل] این غریزه او بود که از درگیری خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She simply has an instinct for musical composition.
[ترجمه ترگمان] اون فقط یه غریزه برای composition موسیقی داره
[ترجمه گوگل] او به سادگی یک غریزه برای ترکیب موسیقی است
[ترجمه شما] ...

واژه Instinct در جمله های نمونه

1. a look instinct with pity
نگاهی که ترحم از آن می‌بارد

2. the religious instinct of primitive peoples
شم مذهبی انسان‌های آغازین

3. birds have the instinct to fly
پرندگان غریزه‌ی پرواز دارند.

4. he has an instinct for politics
او شم سیاسی دارد.

5. suckling is an instinct in mammals
شیر خوردن از پستان (مادر) غریزه‌ی جانوران پستاندار است.

6. . . . it is its instinct
. . . اقتضای طبیعتش این است.

7. a kind of animal instinct warned him of danger
غریزه‌ی حیوانی بخصوصی او را از خطر آگاه کرد.

8. She has an unerring instinct for people's weak spots.
[ترجمه ترگمان]او غریزه ثابتی نسبت به نقاط ضعف مردم دارد
[ترجمه گوگل]او یک غریزه بی نظیر برای نقاط ضعف مردم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Few ministers have the nous or the instinct required to understand the ramifications.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از وزرا به شکل غریزه و یا غریزه لازم برای درک این پیامدها را دارند
[ترجمه گوگل]تعداد کمی از وزرای دارا ...

مترادف Instinct

غریزه (اسم)
nature , instinct , natural disposition
هوش طبیعی جانوران (اسم)
instinct
شعور حیوانی (صفت)
instinct

معنی عبارات مرتبط با Instinct به فارسی

دارای زور، نیرو یافته
روح یافته، جاندار
(روان کاوی) غریزه ی مرگ

معنی Instinct در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه Instinct به انگلیسی

instinct
• natural sense or impulse, natural tendency; innate behavioral patterns; talent, natural ability; intuition
• an instinct is the natural tendency that a person or animal has to behave or react in a particular way.
• if it is your instinct to do something, you feel that it is right to do it.
instinct for business
• business sense, natural ability to run a business
act on instinct
• act according to intuition, act spontaneously, act naturally
basic instinct
• erotic suspense film starring sharon stone and michael douglas
gut instinct
• inner instinct, gut feeling, inner voice
herd instinct
• tendency of animals to follow the rest of the herd (often used to characterize mindless following of a crowd)
killer instinct
• murderous urge, urge to kill
• a killer instinct is a great determination to get what you want, even though it might involve causing harm to other people.
life instinct
• source of all human instincts, instincts for survival, sexual instincts (according to freud)
maternal instinct
• need of new mother to shelter protect and nurture their child
parental instinct
• instinct to protect one's children and provide them with necessities
primary instinct
• first instinct, initial reaction
self destructive instinct
• uncontrollable desire in person which leads him to do things that are harmful

Instinct را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کاوه
شم غریزی ، شم درونی ، حس درونی
trust your instict. به شواهد درونی تون اعتماد کنید .
a.r
غریزی
غریزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی instinct
کلمه : instinct
املای فارسی : اینستینکت
اشتباه تایپی : هدسفهدزف
عکس instinct : در گوگل

آیا معنی Instinct مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )