برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

Incongruity

/ˌɪŋkɒŋˈruːəti/ /ˌɪnkɒŋˈɡruːɪti/

معنی: نا سازگاری، عدم تجانس
معانی دیگر: ناهمخوانی، منافات، ناهمجوری، عدم تناسب، ناهمسازی، عدم توافق، تناقض

بررسی کلمه Incongruity

اسم ( noun )
حالات: incongruities
(1) تعریف: the condition of being inappropriate or inconsistent.

- She was struck by the incongruity between his kindly manner and his cruel remarks.
[ترجمه ترگمان] از این برخورد با رفتار مهرآمیز و سخنان بیرحمانه او یکه خورده بود
[ترجمه گوگل] او از ناسازگاری بین شیوه ی مهربانانه اش و سخنان بی رحمانه او برخوردار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an instance of such inappropriateness or inconsistency.

واژه Incongruity در جمله های نمونه

1. the incongruity of his behavior and his words
تناقض رفتار او با گفته‌هایش

2. the apparent incongruity of a fast person who is also very fat
ناهمخوانی ظاهری فردی که فرز و در عین حال بسیار چاق است

3. The incongruity of her situation struck Gina with unpleasant force.
[ترجمه ترگمان]The موقعیت او نا را با نیروی ناخوشایند به جی نا آشنا کرد
[ترجمه گوگل]ناسازگاری از وضعیت او، جینا را با نیروی ناخوشایند روبرو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She smiled at the incongruity of the question.
[ترجمه ترگمان]به the این سوال لبخند زد
[ترجمه گوگل]او به ناسازگاری سوال لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was struck by the incongruity of the situation.
[ترجمه ترگمان]از the این وضع به حیرت افتاده بود
[ترجمه گوگل]او از ناسازگاری وضعیت رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. An incongruity between expectations and results can als ...

مترادف Incongruity

نا سازگاری (اسم)
antipathy , aversion , conflict , inconvenience , discord , contrariness , disagreement , incompatibility , repugnance , incongruity , inconsistency , incoherence , inconsistence , variance , incongruence , contrariety , insalubrity , intransigence
عدم تجانس (اسم)
incongruity , discontinuity , dissimilarity , heterogeneity

معنی کلمه Incongruity به انگلیسی

incongruity
• inconsistency; lack of harmony; unsuitability, quality of being inappropriate
• the incongruity of something is the strangeness of it, usually because it does not fit in with the rest of the event or the situation; a formal word.

Incongruity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nima_sbz
عدم تناسب یا ناسازگاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی incongruity

کلمه : incongruity
املای فارسی : اینکنگرویتی
اشتباه تایپی : هدزخدلقعهفغ
عکس incongruity : در گوگل

آیا معنی Incongruity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )