برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

In hand

/ɪn hænd/ /ɪn hænd/

1- درمهار، تحت کنترل، منظم و مرتب 2- در تملک 3- در دست تهیه، در حال تولید، درجریان، دردست اقدام، مورد رسیدگی

واژه In hand در جمله های نمونه

1. Peace with sword in hand, 'tis safest making.
[ترجمه ترگمان]صلح با شمشیر در دست، tis است
[ترجمه گوگل]صلح با شمشیر در دست، امن ترین راه ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Peace with sword in hand, ’Tis safest making.
[ترجمه ترگمان]صلح با شمشیر در دست، safest است
[ترجمه گوگل]صلح با شمشیر دست، 'Tis امن ترین ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Gossiping and lying go hand in hand.
[ترجمه ترگمان]دراز کشیدن و دراز کشیدن در دست
[ترجمه گوگل]شایعات و دروغ گفتن دست در دست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Virtue and courtesy go hand in hand.
[ترجمه ترگمان]فضیلت و ادب دست به دست هم می‌دهند
[ترجمه گوگل]فضیلت و حسن نیت ارائه می دهد دست در دست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Could you just concentrate on the job in hand? ...

معنی عبارات مرتبط با In hand به فارسی

موجودی
کلاه و جامه ی استادی، کلاه و جامه ی دانشجو در مراسم پایان آموزش، کلاه به دست (با تواضع)
دسته ی چهارتایی اسب (که توسط یک نفر رانده می شوند)، کالسکه ی چهاراسبه، دستمال گردن، گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد گردونه چهاراسبه که یک راننده داشته باشد
1- دست در دست، 2- هماهنگ، متوافق، متحد، همراه، دست دردست یکدیگر، دست بدست
باتواضع، بافروتنی، باخضوع و خشوع، کلاه دردست، چاپلوسانه، ازروی پستی
1- تحت اختیار گرفتن، در دست گرفتن، مهار کردن 2- پرداختن (به کاری)، انجام دادن، اقدام کردن، کوشیدن
موضوع مورد بحث

معنی کلمه In hand به انگلیسی

cash in hand
• funds; assets in the form of cash
go hand in hand
• walk together with hands clasped; go well together, complement each other
hand in hand
• while holding hands, while clutching one another's hand; in close association
hat in hand
• while surrendering
stand in hand
• be prepared to help, be ready to assist
take in hand
• take care of; supervise
to keep well in hand
• keep under supervision, keep under watch
well in hand
• under control, completely dominated

In hand را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رهگذر
تحت کنترل
در اختیار
موجود
محمد جواد شمسایی
تسلط بر شرایط سخت . مثلا don't worry about the preparation of the party.i got every thing in hand ,نگران تدارکات مهمانی نباش ..همه چی حله ...همه چی تحت کنترل است . همه چی تو‌مشت است . اما در مثال دیگر ..ورزشی ..we have a game in hand در اینجا می گیم ...ما یک بازی داریم که راحت می تونیم امتیاز بگیریم (یعنی همه چیز در کنترل ما است )
مرتضی حمزه سرکانی
1. موجود 2. در دست اقدام، در جریان؛ در حال تکمیل؛ در دست رسیدگی، تحت مطالعه
سهیلا مهرزاد ثمرین
دَم دستی
دَم دست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی in hand

کلمه : in hand
املای فارسی : این هند
اشتباه تایپی : هد اشدی
عکس in hand : در گوگل

آیا معنی In hand مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )