برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1468 100 1

In front of

/ɪn frʌnt ʌv/ /ɪn frʌnt ɒv/

در جلو، پیشا پیش

بررسی کلمه In front of

عبارت ( phrase )
• : تعریف: directly ahead of in place or position.
متضاد: behind

- She sits in front of me.
[ترجمه R] او جلوی من می شیند
|
[ترجمه الهام نوریان] او روبروی من نشته است.
|
[ترجمه تینا] او رو به روی من نشسته است
|
[ترجمه سعیدی] ان دختر در مقابل من نشسته است|
[ترجمه ترگمان] او جلوی من می‌نشیند
[ترجمه گوگل] او در مقابل من نشسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه In front of در جمله های نمونه

1. The dog's snoozing in front of the fire.
[ترجمه ترگمان]سگ جلوی آتش خوابیده
[ترجمه گوگل]این سگ در مقابل آتش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A dog darted across the road in front of me.
[ترجمه ترگمان]سگی به سرعت از جاده جلوی من رد شد
[ترجمه گوگل]یک سگ در سرتاسر جبهه مقابل من نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I can't see because of the person in front of me.
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانم به خاطر کسی که جلویم است را ببینم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم به خاطر شخص مقابلم ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She washed her face at the pump in front of the inn.
[ترجمه ترگمان]صورتش را با تلمبه جلوی مهمانخانه باز کرد
[ترجمه گوگل]چهره اش را در پمپ در مقابل مسافرخانه شسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5 ...

معنی کلمه In front of به انگلیسی

in front of
• before, located at the front of
in front of the cameras
• in the spotlight

In front of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نگین
جلو
امیرحسین
جلو
Setare
روب رو
t
روبرو
Sarvin
در جلو
Raana
مقابل
mowbix
روبه رو
FM
در مقابل .روبه رو .جلو .
Yekta
روبه رو جلو
AzHf
جلو
Yasi
جلو
shiva_sisi‌
پیشرو،اینده،جلو،رو به رو،در مقابل،پیشاپیش ،رخ نداده،اینده و. . .
ستایش
جلو .روبرو
ال
جلوی
ژیهات
جلو
Sara
جلو
narges
جلوی
narges
متضاد = in back of
kiana
روبه رو...جلو
b.b.m
جلو
رو به رو
Eli
مقابل چیزی، جلوی چیزی (در خارج)
The car parks in front of the house.
ماشین مقابل خانه ( در بیرون، در خیابان) پارک است.
sarina
بعد از
علی
روبه‌رو
بهار
جلو
امین
مقابل
محدثه
روبه رو یا جلو
محدثه
روبه رو یا جلو
SETAYESH
In front of = جلو
Across from=رو به رو
نیاز
به معنای کامل یعنی :جلو
A.W
روبه رو. .مقابل
parastoo
جلو روبه رو
R
درمقابل رو به رو جلو
امیر حسین
در جلو، مقابل، روبرو و...
F
جلو.روبه رو
Hacti
در مقابل،روبه روی
K
در پیش روی، مقابل ..
امیررضا کریمی
جلو
که اگه مخالفش کنیم می شه
behind

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in front of
کلمه : in front of
املای فارسی : این فرانت اوف
اشتباه تایپی : هد بقخدف خب
عکس in front of : در گوگل

آیا معنی In front of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران