برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

Impotence

/ˈɪmpətəns/ /ˈɪmpətəns/

معنی: کاری، عنن، لاغری، نا توانی، عجز، ضعف جنسی، سستی کمر
معانی دیگر: impotency کاری

بررسی کلمه Impotence

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition or trait of being impotent; weakness; ineffectiveness.
متضاد: potency, puissance, strength
مشابه: weakness

- Due to the impotence of its leadership, the government accomplished very little.
[ترجمه ترگمان] با توجه به ناتوانی رهبری آن، دولت بسیار کم انجام شد
[ترجمه گوگل] به دلیل ناتوانی رهبری آن، دولت بسیار کم کار کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in a male, inability to have an erection of the penis.

- New drugs can be effective against impotence.
[ترجمه ترگمان] داروهای جدید می‌توانند در برابر ناتوانی موثر باشند
[ترجمه گوگل] داروهای جدید می توانند در برابر ناتوانی جنسی موثر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: sterility, esp. in a male.

- Having mumps as a child can cause impotence in an adult male.
[ترجمه ترگمان] داشتن اوریون به عنوان یک کودک می‌تواند موجب ناتوانی در یک مرد بالغ شود
[ترجمه گوگل] داشتن سموم به عنو ...

واژه Impotence در جمله های نمونه

1. Violence may result from a sense of impotence.
[ترجمه ترگمان]خشونت می‌تواند ناشی از حس ناتوانی باشد
[ترجمه گوگل]خشونت ممکن است ناشی از ناتوانی جنسی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His impotence to help made him despair.
[ترجمه ترگمان]عجز و ناتوانی او باعث شد که او را ناامید کند
[ترجمه گوگل]ناتوانی او برای کمک به او ناامید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the midst of his feelings of impotence, a comforting thought arrived.
[ترجمه ترگمان]در خلال این احساس ناتوانی، یک فکر آرامش‌بخش به ذهنش رسید
[ترجمه گوگل]در میان احساسات ناتوانی جنسی، یک تفکر آرامش بخش وارد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Impotence affects 10 million men in the US alone.
[ترجمه ترگمان]Impotence تنها در ایالات‌متحده ۱۰ میلیون نفر را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد
[ترجمه گوگل]ناتوانی جنسی تنها در ایالات متحده 10 میلیون نفر را شامل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

مترادف Impotence

کاری (اسم)
acting , curry , impotence , impotency
عنن (اسم)
impotence , impotency , anaphrodisia , debility , impuissance
لاغری (اسم)
impotence , impotency , angularity , emaciation , atrophy , maceration
نا توانی (اسم)
failure , weakness , asthenia , impotence , impotency , impuissance , infirmity , inability , incapacitation , disability , flivver , intolerance , disablement , insufficiency , intolerancy , incapability , insufficience
عجز (اسم)
weakness , paralysis , impotence , impotency , entreaty , cry , impuissance , inability , disability , disablement , incapacity , insufficiency , incapability , imploration , insufficience
ضعف جنسی (اسم)
impotence , impotency
سستی کمر (اسم)
impotence , impotency

معنی کلمه Impotence به انگلیسی

impotence
• weakness, powerlessness, helplessness; inability to sustain an erection, inability to perform sexually (of a male)
• impotence is a lack of power over people or events; a formal use.
• impotence is also a man's inability to perform the sex act because he cannot have an erection.
impotence treatment
• process of treating an person who suffers from impotence

Impotence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کیمیا
بی میلی جنسی در پزشکی
محمد حاتمی نژاد
ناتوانی جنسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی impotence

کلمه : impotence
املای فارسی : ایمپتنک
اشتباه تایپی : هئحخفثدزث
عکس impotence : در گوگل

آیا معنی Impotence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )