🔸 معادل فارسی:
• از چیزی سیر شدم، از چیزی خسته شدم
• دیگر تحمل چیزی را ندارم، بهم برخورده
• از چیزی گذشته ام، دیگه برام مهم نیست
🔸 مثال ها:
"I've been working 60 hours a week. I am so over this job. "
... [مشاهده متن کامل]
هفته ای ۶۰ ساعت کار کرده ام. از این کار سیر شدم ( دیگه تحملش ندارم ) .
"He forgot our anniversary again. I'm so over him. "
باز هم سالگردمان را فراموش کرد. دیگه برام مهم نیست.
"Everyone is doing the same dance challenge. I am so over it. "
همه دارند همان چالش رقص را انجام می دهند. ازش سیر شدم ( بهم برخورده ) .
"We've had pizza three times this week. I am so over pizza. "
این هفته سه بار پیتزا خوردیم. از پیتزا سیر شدم ( دیگه نمی تونم بخورمش ) .
• از چیزی سیر شدم، از چیزی خسته شدم
• دیگر تحمل چیزی را ندارم، بهم برخورده
• از چیزی گذشته ام، دیگه برام مهم نیست
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
هفته ای ۶۰ ساعت کار کرده ام. از این کار سیر شدم ( دیگه تحملش ندارم ) .
باز هم سالگردمان را فراموش کرد. دیگه برام مهم نیست.
همه دارند همان چالش رقص را انجام می دهند. ازش سیر شدم ( بهم برخورده ) .
این هفته سه بار پیتزا خوردیم. از پیتزا سیر شدم ( دیگه نمی تونم بخورمش ) .