i'm in limbo

پیشنهاد کاربران

عبارت “I’m in limbo” یعنی:
�در بلاتکلیفی هستم�
یا
�در حالت معلق / نامشخص گیر کرده ام�
یعنی نه می دانی چه می شود، نه می توانی جلو بروی یا تصمیم بگیری.
مثال ها:
My job application is still under review. I’m in limbo.
...
[مشاهده متن کامل]

درخواست شغلیم هنوز بررسی می شود، کاملاً بلاتکلیفم.
Until they decide, we’re in limbo.
تا وقتی تصمیم بگیرند، ما در حالت بلاتکلیفی هستیم.
معادل های فارسی نزدیک:
بلاتکلیفم
در وضعیت نامعلوم هستم
معلق مانده ام

بلاتکلیفم