hypothalamus

/ˌhaɪpəˈθæləməs//ˌhaɪpəˈθæləməs/

(کالبد شناسی) زیر نهنج، هیپوتالاموس
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: hypothalami
مشتقات: hypothalamic (adj.)
• : تعریف: the part of the brain below the thalamus in the ventral region of the diencephalon, important in the regulation of the autonomic nervous system and body temperature.

جمله های نمونه

1. The hypothalamus is also a major site where electrical stimulation seems to produce quite pleasurable feelings.
[ترجمه م-ک] هیپوتالاموس محل اصلی است که در ان تحریکات الکتریکی باعث ایجاد احساس خوشایند می شود
|
[ترجمه ترگمان]همچنین هیپوتالاموس یک محل مهم است که تحریک الکتریکی به نظر می رسد احساسات لذت بخش تولید می کند
[ترجمه گوگل]هیپوتالاموس نیز یک سایت اصلی است که تحریک الکتریکی به نظر می رسد احساسات بسیار لذت بخش را ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The hypothalamus controls drives like and thirst and the amygdala handles arousal, among other things.
[ترجمه ترگمان]کنترل های هیپوتالاموس مانند و تشنگی و بادامه در تحریک برانگیختگی را در میان چیزهای دیگر کنترل می کند
[ترجمه گوگل]کنترل هیپوتالاموس مانند و تشنگی می چرخد ​​و آمیگدال، از جمله چیزهای دیگر، باعث تحریک و نشاط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. GnRH is released from the hypothalamus in small amounts about once every 90 minutes.
[ترجمه ترگمان]GnRH در مقدار اندکی در حدود یک بار در هر ۹۰ دقیقه از هیپوتالاموس آزاد می شود
[ترجمه گوگل]GnRH از هیپوتالاموس در مقادیر کم در حدود یک بار در هر 90 دقیقه آزاد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The posterior hypothalamus performs the function of defence against cold.
[ترجمه ترگمان]هیپوتالاموس عقبی وظیفه دفاع در برابر سرما را انجام می دهد
[ترجمه گوگل]هیپوتالاموس خلفی عملکرد ضد دفاعی را در برابر سرما انجام می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The hypothalamus controls hormone secretions from the nearby pituitary gland.
[ترجمه ترگمان]هیپوتالاموس مغز hormone رو از غده nearby تشخیص می ده
[ترجمه گوگل]هیپوتالاموس ترشحات هورمون را از غده هیپوفیز در نزدیکی کنترل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Hypothalamus - A region of the brain that collects and funnels information into the pituitary gland.
[ترجمه ترگمان]hypothalamus - منطقه ای از مغز که اطلاعات را جمع آوری کرده و به غده هیپوفیز تبدیل می کند
[ترجمه گوگل]هیپوتالاموس - ناحیه ای از مغز است که اطلاعات را در غده هیپوفیز جمع آوری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Mammals stimulating the lateral hypothalamus seem to be caught in a loop, Panksepp writes, "where each stimulation evoked a reinvigorated search strategy" (and Panksepp wasn't referring to Bing).
[ترجمه ترگمان]Panksepp می نویسد که پستانداران به نظر می رسد در یک حلقه گرفتار می شوند، \"که در آن هر تحریک\" استراتژی جستجوی reinvigorated \" را برانگیخته است (و Panksepp به بینگ اشاره نداشت)
[ترجمه گوگل]پانسهپه می نویسد، 'پستان پاپ می نویسد:' هر کدام از تحریکات یک استراتژی جستجو را تحریک می کردند '(و Panksepp به بینگ اشاره نمی کرد) پستانداران تحریک کننده هیپوتالاموس جانبی را به نظر می رساندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Produced by the hypothalamus and secreted into the bloodstream by the posterior pituitary gland, vasopressin instructs the kidneys to conserve water.
[ترجمه ترگمان]هیپوتالاموس توسط هیپوتالاموس و در جریان خون توسط غده هیپوفیز عبور داده می شود و vasopressin به کلیه ها کمک می کند که آب را حفظ کند
[ترجمه گوگل]واسپرسین به وسیله هیپوتالاموس تولید شده و از طریق غده هیپوفیز خلفی به جریان خون منتقل می شود تا کلیه ها را برای حفظ آب تزریق کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Hypothalamus and maintain good physical constancy, control autonomic nervous system and other related emotions.
[ترجمه ترگمان]پایداری فیزیکی و پایداری فیزیکی خوب، کنترل سیستم عصبی خود مختار و دیگر احساسات مرتبط را حفظ کنید
[ترجمه گوگل]هیپوتالاموس و حفظ پایداری فیزیکی خوب، کنترل سیستم عصبی اتواتیک و سایر احساسات مربوطه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. These include a disturbance of oestrogen metabolism and a fault in oestrogen feedback to the hypothalamus.
[ترجمه ترگمان]اینها شامل اختلال در متابولیسم هورمون استروژن و خطای هورمون استروژن به هیپوتالاموس هستند
[ترجمه گوگل]این شامل اختلال متابولیسم استروژن و گسل در بازخورد استروژن به هیپوتالاموس می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Leptin is thought to signal the brain through the hypothalamus, an organ that interacts with the pituitary gland.
[ترجمه ترگمان]leptin فکر می کنه که به مغز وارد هیپوتالاموس مغز بشه و organ که غده هیپوفیز داره
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که لپتین مغز را از طریق هیپوتالاموس، یک عضو که با غده هیپوفیز تعامل دارد، نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It is theoretically possible that caffeine somehow inhibits parts of the brain, such as the hypothalamus, involved in regulating appetite.
[ترجمه ترگمان]از لحاظ نظری این امکان وجود دارد که کافئین به گونه ای مانع از قسمت هایی از مغز مانند هیپوتالاموس، در تنظیم اشتها شده باشد
[ترجمه گوگل]از لحاظ نظری ممکن است که کافئین به نحوی مهار بخش هایی از مغز، مانند هیپوتالاموس، دخیل در تنظیم اشتها باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Some have speculated that the headaches may be related to a periodically discharging biologic pacemaker, perhaps located in the hypothalamus.
[ترجمه ترگمان]برخی تصور می کنند که سردردها ممکن است مربوط به یک pacemaker بیولوژیکی که به صورت دوره ای تخلیه می شوند، باشد، شاید در هیپوتالاموس قرار داشته باشد
[ترجمه گوگل]بعضی از آنها تصور می کنند که سردرد ممکن است مربوط به یک ضربان ساز بیولوژیکی است که احتمالا در هیپوتالاموس قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The occurrence of hypernatremia within 24 hours after injury was mainly induced by primary hypothalamus injury which was also related to the use of dehydrant.
[ترجمه ترگمان]وقوع of در عرض ۲۴ ساعت پس از آسیب عمدتا توسط آسیب اولیه هیپوتالاموس ایجاد شد که همچنین مربوط به استفاده از dehydrant بود
[ترجمه گوگل]وقوع هیپرناترمی در عرض 24 ساعت پس از آسیب به طور عمده ناشی از آسیب اولیه هیپوتالاموس بود که همچنین در ارتباط با استفاده از کمبود آب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Methods: Establishing ache models, observe on the content of 5-HT, 5-HTAA, NE in hypothalamus of rats by chemical methods to study effect of extraction of natrix tigrina lateralis by alcohol to which.
[ترجمه ترگمان]روش ها: ایجاد مدل های درد، مشاهده محتوای ۵ - حزب التحریر، ۵ - HTAA، NE در هیپوتالاموس از موش های دارای روش های شیمیایی برای مطالعه اثر استخراج natrix tigrina به وسیله الکل
[ترجمه گوگل]روشها: با ایجاد مدلهای درد، با توجه به محتوای 5-HT، 5-HTAA، NE در هیپوتالاموس موش صحرایی با روشهای شیمیایی به بررسی اثر استخراج نیتروژن تیگرینا lateralis با الکل اشاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[علوم دامی] هیپوتالاموس
[روانپزشکی] هیپ.تالاموس. هیپوتالاموس و هیپوفیز مجموعاً غدد درونریز ارشد را بوجود آورده و سیستم مکمل و برونده تمام سلسله اعصاب مرکزی شناخته می شوند. هیپوتالاموس علاوه بر نقش خود در تنظیم آندوکرینی، غالباً جزئی از سیستم لیمبیک نیز شمرده شده و در تنظیم اشتها و میل جنسی نیز دخیل است.

به انگلیسی

• area of the brain which controls the autonomic nervous system

پیشنهاد کاربران

هیپوپوتاموس
هیپوتالاموس
زیر نَهَنج
هیپوتالاموس ( به انگلیسی: Hypothalamus ) ، غده ای است در مغز، که دستگاه عصبی را با کمک غدهٔ زیرمغزی ( هیپوفیز ) به دستگاه غدد درون ریز متصل می کند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما