hyphenate

/ˈhaɪfəˌnet//ˈhaɪfəneɪt/

معنی: با خط پیوند نوشتن، باخط پیوند چسبانیدن، بوسیله خط دارای فاصله کردن
معانی دیگر: هایفن دار، هایفن دار کردن، هم راست کردن، هم کشه کردن، بوسیله خطدارای فاصله کردن کلمات

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hyphenates, hyphenating, hyphenated
• : تعریف: to write, connect, or divide with a hyphen.
اسم ( noun )
مشتقات: hyphenation (n.)
• : تعریف: a person who functions in two or more professional capacities.

- As a talk show host, she frequently interviews singer-songwriters, actor-directors, and other such hyphenates.
[ترجمه گوگل] او به عنوان مجری برنامه گفتگو، اغلب با خواننده، ترانه سرا، بازیگر و کارگردان و سایر خط فاصله ها مصاحبه می کند
[ترجمه ترگمان] او به عنوان میزبان خود به کرات با ترانه -، کارگردان، کارگردان و دیگری از این قبیل مصاحبه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. You have to hyphenate a word when dividing a word.
[ترجمه گوگل]هنگام تقسیم یک کلمه، باید یک کلمه را خط خط بکشید
[ترجمه ترگمان]تو باید یه کلمه هم به زبون بیاری وقتی که یه کلمه رو از هم جدا کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. True hyphenated justification and the ability to adjust spacing between letters was not common.
[ترجمه گوگل]توجیه خط فاصله واقعی و توانایی تنظیم فاصله بین حروف رایج نبود
[ترجمه ترگمان]توجیه hyphenated حقیقی و توانایی تنظیم فاصله بین حروف، رایج نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. No attempt is made to hyphenate, justify or show the final page layout.
[ترجمه گوگل]هیچ تلاشی برای خط خطی کردن، توجیه یا نشان دادن طرح بندی صفحه نهایی انجام نمی شود
[ترجمه ترگمان]هیچ تلاشی برای توجیه، توجیه یا نمایش طرح صفحه نهایی انجام نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jealousy hyphenates love in all the wrong places. Terri Guillemets
[ترجمه گوگل]حسادت عشق را در همه جاهای نامناسب نشان می دهد تری گیلتز
[ترجمه ترگمان]حسادت در همه جاه ای اشتباه عشق است تری Guillemets
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Is your name hyphenated?
[ترجمه گوگل]آیا نام شما خط فاصله است؟
[ترجمه ترگمان]name بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Those two little hyphenated words struck terror in the heart of some one eager for a weekend of yoga classes and silent breakfasts.
[ترجمه گوگل]آن دو کلمه کوچک خط فاصله، وحشت را در دل کسی که مشتاق یک آخر هفته کلاس‌های یوگا و صبحانه‌های بی‌صدا بود، برانگیخت
[ترجمه ترگمان]آن دو واژه little در قلب کسی که برای گذراندن تعطیلات آخر هفته از کلاس های یوگا و صبحانه ساکت مشتاق بود، به وحشت افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. To hyphenate a document click Language on the Tools menu and then click Hyphenation.
[ترجمه گوگل]برای خط خطی کردن یک سند، روی زبان در منوی ابزارها کلیک کنید و سپس روی خط فاصله کلیک کنید
[ترجمه ترگمان]برای اضافه کردن یک سند روی زبان روی منوی ابزارها و سپس روی hyphenation کلیک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Please do not shorten, hyphenate, or alter this in any way.
[ترجمه گوگل]لطفاً به هیچ وجه این را کوتاه، خط خطی یا تغییر ندهید
[ترجمه ترگمان]لطفا shorten را کوتاه نکنید و یا این کار را به هیچ وجه تغییر ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. To hyphenate a document as you type, click Hyphenation on the Tools menu.
[ترجمه گوگل]برای خط خطی کردن یک سند در حین تایپ، روی خط فاصله در منوی ابزار کلیک کنید
[ترجمه ترگمان]برای اضافه کردن یک سند به عنوان یک تایپ، روی hyphenation روی منوی ابزارها کلیک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. No hyphenate, just two separate names representing the two separate individuals we were.
[ترجمه گوگل]بدون خط فاصله، فقط دو نام جداگانه نشان دهنده دو فرد مجزای ما بود
[ترجمه ترگمان]نه hyphenate، فقط دو اسم مجزا به نمایندگی از دو نفری که ما بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It should be used primarily to hyphenate words in justified type.
[ترجمه گوگل]باید در درجه اول برای خط خطی کردن کلمات در نوع موجه استفاده شود
[ترجمه ترگمان]آن باید در درجه اول برای hyphenate کلمات در نوع توجیه استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Use the soft hyphen in words which would not be hyphenated if they fell in the middle of a line.
[ترجمه گوگل]از خط فاصله در کلماتی استفاده کنید که اگر در وسط یک خط بیفتند خط تیره نمی شوند
[ترجمه ترگمان]از خط تیره نرم کلماتی استفاده کنید که در صورت افتادن در وسط یک خط تولید نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I feel shame and guilt telling my female friends who chose to keep their last names or hyphenate.
[ترجمه گوگل]من احساس شرم و گناه می کنم که به دوستان زنم بگویم که ترجیح دادند نام خانوادگی یا خط تیره خود را حفظ کنند
[ترجمه ترگمان]خجالت می کشم و احساس گناه می کنم به دوستانم می گویم چه کسی اسم فامیل یا خط تیره آن ها را نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

با خط پیوند نوشتن (فعل)
hyphen, hyphenate

باخط پیوند چسبانیدن (فعل)
hyphenate, hyphenize

بوسیله خط دارای فاصله کردن (فعل)
hyphenate

انگلیسی به انگلیسی

• connect words using a hyphen

پیشنهاد کاربران

e. g. state - of - the - art
🔸 معادل فارسی:
• خط تیره گذاشتن / با خط تیره نوشتن
• با خط فاصله ( - ) به هم وصل کردن
🔸 نکته:
این فعل یعنی بین دو یا چند کلمه، خط تیره ( hyphen ) بذاری تا نشون بدی که اون ها یه واحد معنایی واحد رو تشکیل می دن. مثلاً:
...
[مشاهده متن کامل]

• well - known ( معروف )
• part - time ( پاره وقت )
• mother - in - law ( مادرزن / مادرشوهر )
❌ نکته مهم: خط تیره ( - ) رو با خط فاصله یا dash ( — ) اشتباه نگیر. خط تیره کوتاه تره و برای وصل کردن کلمات استفاده می شه.
🔸 مثال ها:
• “You should hyphenate ‘twenty - one’ when writing it. ”
وقتی �بیست و یک� رو می نویسی، باید بینش خط تیره بذاری
• “Compound adjectives are often hyphenated before a noun. ”
صفت های مرکب معمولاً قبل از اسم با خط تیره نوشته می شن
• “The word ‘re - cover’ is hyphenated to distinguish it from ‘recover’. ”
کلمهٔ re - cover با خط تیره نوشته می شه تا با recover اشتباه گرفته نشه

Hyphen یعنی - نه _ و hyphenate هم معنایی مربوط به همین میده ، معنای دقیقشو نمیدونم ولی همونطور که اون علامت برای پیوند زدن دو کلمه به همدیگه هست و اونا رو یک کلمه میکنه پس معنای فعلش هم باید مربوط به چسباندن و پیوند زدن دو چیز به هم و یکی کردن باشه