هایپِرمَسکولینِتی
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Masculinity، Toxic Masculinity، و Machismo:
• Masculinity به معنای مردانگی است و خنثی و توصیفی است؛ شامل صفات مثبت و منفی می شود، بدون بار افراط و آسیب که در hypermasculinity نهفته است.
... [مشاهده متن کامل]
• Toxic Masculinity به معنای مردانگی سمی است و نزدیک ترین معادل به hypermasculinity است؛ اما toxic masculinity بیشتر بر جنبه های آسیب زننده ی مردانگی برای خود مرد و دیگران تأکید دارد، در حالی که hypermasculinity بر شدت و افراط در نمایش مردانگی تمرکز دارد.
• Machismo به معنای مردسالاری و مردانگی افراطی است و نزدیک ترین معادل در بافت فرهنگ های لاتین است؛ اما machismo بیشتر بر فرهنگ و هویت جمعی تأکید دارد، در حالی که hypermasculinity روان شناختی تر و فردی تر است.
• Hypermasculinity اما ترکیبی از افراط، اغراق، و آسیب زنندگی در نمایش مردانگی را می رساند و به همین دلیل در بافت های جامعه شناختی و جنسیتی واژه ی دقیقی است.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Masculinity، Toxic Masculinity، و Machismo:
• Masculinity به معنای مردانگی است و خنثی و توصیفی است؛ شامل صفات مثبت و منفی می شود، بدون بار افراط و آسیب که در hypermasculinity نهفته است.
... [مشاهده متن کامل]
• Toxic Masculinity به معنای مردانگی سمی است و نزدیک ترین معادل به hypermasculinity است؛ اما toxic masculinity بیشتر بر جنبه های آسیب زننده ی مردانگی برای خود مرد و دیگران تأکید دارد، در حالی که hypermasculinity بر شدت و افراط در نمایش مردانگی تمرکز دارد.
• Machismo به معنای مردسالاری و مردانگی افراطی است و نزدیک ترین معادل در بافت فرهنگ های لاتین است؛ اما machismo بیشتر بر فرهنگ و هویت جمعی تأکید دارد، در حالی که hypermasculinity روان شناختی تر و فردی تر است.
• Hypermasculinity اما ترکیبی از افراط، اغراق، و آسیب زنندگی در نمایش مردانگی را می رساند و به همین دلیل در بافت های جامعه شناختی و جنسیتی واژه ی دقیقی است.
🔸 معادل فارسی:
• مردانگی افراطی / مردانگی مفرط
• فوق مردانگی / مردسالاری افراطی
• مردانگی اغراق شده و افراطی
• تأکید افراطی بر صفات مردانه
🔸 معنی دقیق:
این اصطلاح به تأکید افراطی و اغراق شده بر صفات کلیشه ای مردانه — مثل قدرت جسمی، تسلط، بی احساسی، پرخاشگری، و بی اعتنایی به احساسات گفته می شود. تفاوت آن با masculinity در این است که hypermasculinity نسخه ی افراطی، اغراق شده، و اغلب آسیب زننده ی مردانگی است — یعنی نه فقط مرد بودن، بلکه اثبات مداوم و افراطی مردانگی از طریق رفتارهای پرخاشگرانه، خطرناک، یا سلطه جویانه.
... [مشاهده متن کامل]
ویژگی های رایج:
بی اعتنایی به درد و احساسات — چه در خود، چه در دیگران
پرخاشگری و خشونت به عنوان نشانه ی قدرت
تسلط بر زنان و دیگر مردان — از طریق کنترل، تحقیر، یا رقابت
ریسک پذیری افراطی — مثل رانندگی خطرناک یا مصرف مواد
ترس از هر چیز زنانه یا همجنس گرایانه — و تلاش برای فاصله گرفتن از آن
این اصطلاح در بافت های جامعه شناختی، روان شناختی، و مطالعات جنسیت رایج است و بار معنایی آن منفی، انتقادی، و اغلب هشداردهنده است.
• مردانگی افراطی / مردانگی مفرط
• فوق مردانگی / مردسالاری افراطی
• مردانگی اغراق شده و افراطی
• تأکید افراطی بر صفات مردانه
🔸 معنی دقیق:
این اصطلاح به تأکید افراطی و اغراق شده بر صفات کلیشه ای مردانه — مثل قدرت جسمی، تسلط، بی احساسی، پرخاشگری، و بی اعتنایی به احساسات گفته می شود. تفاوت آن با masculinity در این است که hypermasculinity نسخه ی افراطی، اغراق شده، و اغلب آسیب زننده ی مردانگی است — یعنی نه فقط مرد بودن، بلکه اثبات مداوم و افراطی مردانگی از طریق رفتارهای پرخاشگرانه، خطرناک، یا سلطه جویانه.
... [مشاهده متن کامل]
ویژگی های رایج:
بی اعتنایی به درد و احساسات — چه در خود، چه در دیگران
پرخاشگری و خشونت به عنوان نشانه ی قدرت
تسلط بر زنان و دیگر مردان — از طریق کنترل، تحقیر، یا رقابت
ریسک پذیری افراطی — مثل رانندگی خطرناک یا مصرف مواد
ترس از هر چیز زنانه یا همجنس گرایانه — و تلاش برای فاصله گرفتن از آن
این اصطلاح در بافت های جامعه شناختی، روان شناختی، و مطالعات جنسیت رایج است و بار معنایی آن منفی، انتقادی، و اغلب هشداردهنده است.
ابرمردانگی، ابرمردسالاری
مردینگی افراطی، فزون عضلانی، بیش از حد عضلانی بودن