🔸 معادل فارسی:
• سگ بو یاب انسان / سگ ردیاب انسان
• سگ آموزش دیده برای یافتن رد بوی انسان
• سگ جستجو و نجات ( که مخصوص ردیابی بوی انسان است )
🔸 مثال ها:
• The police used a human scent dog to track the missing child.
... [مشاهده متن کامل]
پلیس از یک سگ ردیاب انسان برای پیدا کردن کودک گم شده استفاده کرد.
• Human scent dogs are trained to distinguish human odor from other scents.
سگ های بو یاب انسان آموزش دیده اند که بوی انسان را از سایر بوها تشخیص دهند.
• The search and rescue team deployed several human scent dogs in the forest.
تیم جستجو و نجات چند سگ ردیاب انسان را در جنگل به کار گرفت.
• A well - trained human scent dog can follow a trail that's several hours old.
یک سگ بو یاب انسان به خوبی آموزش دیده می تواند رد بویی را که چندین ساعت قدمت دارد دنبال کند.
• Human scent dogs played a crucial role in finding survivors after the earthquake.
سگ های ردیاب انسان نقش حیاتی در پیدا کردن بازماندگان پس از زلزله داشتند.
• سگ بو یاب انسان / سگ ردیاب انسان
• سگ آموزش دیده برای یافتن رد بوی انسان
• سگ جستجو و نجات ( که مخصوص ردیابی بوی انسان است )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
پلیس از یک سگ ردیاب انسان برای پیدا کردن کودک گم شده استفاده کرد.
سگ های بو یاب انسان آموزش دیده اند که بوی انسان را از سایر بوها تشخیص دهند.
تیم جستجو و نجات چند سگ ردیاب انسان را در جنگل به کار گرفت.
یک سگ بو یاب انسان به خوبی آموزش دیده می تواند رد بویی را که چندین ساعت قدمت دارد دنبال کند.
سگ های ردیاب انسان نقش حیاتی در پیدا کردن بازماندگان پس از زلزله داشتند.