hotly

/ˈhɑːtli//ˈhɒtli/

باگرمی، بطور گرم
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The rumor has been hotly denied.
[ترجمه ترگمان]شایعه هنوز انکار نشده
[ترجمه گوگل]این شایعه به شدت رد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She hotly denied having taken the money.
[ترجمه ترگمان]او با حرارت ادعا کرد که پول را نگرفته است
[ترجمه گوگل]او به شدت انکار کرد که پول گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The bank hotly denies any wrongdoing.
[ترجمه ترگمان]بانک هرگونه خطاکاری را تکذیب می کند
[ترجمه گوگل]این بانک به شدت هرگونه تخلف را رد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Recent reports in the press have been hotly denied.
[ترجمه ترگمان]گزارش های اخیر در مطبوعات به شدت تکذیب شده است
[ترجمه گوگل]گزارش های اخیر در مطبوعات به شدت رد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The vacant seat of the financial minister is hotly contested among politicians.
[ترجمه ترگمان]کرسی خالی وزیر مالی به شدت مورد اعتراض سیاستمداران قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]صندلی خالی وزیر امور مالی در میان سیاستمداران به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The seat was being hotly contested among the politicians.
[ترجمه ترگمان]این کرسی به شدت مورد اعتراض سیاستمداران قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]صندلی در میان سیاستمداران به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The issue is still being hotly debated.
[ترجمه ترگمان]مساله هنوز به شدت مورد بحث است
[ترجمه گوگل]این مسئله هنوز به شدت مورد بحث است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He'd snuck out of America hotly pursued by the CIA.
[ترجمه ترگمان]او مخفیانه از آمریکا گریخته بود و توسط سازمان سیا تحت تعقیب قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]او از آمریکائی که به شدت تحت پیگرد قرار گرفته بود، از سازمان سیا خبر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The issue was hotly disputed in the committee.
[ترجمه ترگمان]این موضوع به شدت در این کمیته مورد مناقشه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]این موضوع در کمیته بسیار بحث برانگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He was hotly pursued after by his dog.
[ترجمه ترگمان]سگ خود را با حرارت تعقیب می کرد
[ترجمه گوگل]او پس از سگ خود به شدت دنبال شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The band is being hotly tipped for the top.
[ترجمه ترگمان]گروه داره برای بالا تحریک می شه
[ترجمه گوگل]این گروه به شدت به سمت بالا قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. 'Nonsense!' he said hotly.
[ترجمه ترگمان]چه مزخرفاتی! با حرارت گفت:
[ترجمه گوگل]'مزخرف!' او گفت:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. What happened next is hotly disputed .
[ترجمه ترگمان]چیزی که بعد از این اتفاق افتاد is
[ترجمه گوگل]بعدا اتفاق افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Gender discrimination is a hotly contested issue.
[ترجمه ترگمان]تبعیض جنسیتی یک مساله بسیار بحث برانگیز است
[ترجمه گوگل]تبعیض جنسیتی مسئله بسیار بحث انگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• excitedly, heatedly, angrily; with great warmth or heat
if people discuss, argue, or say something hotly, they speak in a lively or angry way, because they feel strongly.

پیشنهاد کاربران

با حرارت ( گفتن )
با گرمی
بطور گرم
به شدت
بسیار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما