hot line

/hɑːtˈlaɪn//hɒtlaɪn/

(خط تلفن مستقیم میان سران ابرقدرت ها) تلفن قرمز

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a direct communication system set up for use in times of emergency or crisis, esp. between heads of government.

(2) تعریف: any telephone line allowing the caller to receive specific help or information, usu. of an urgent nature, from a service agency or the like.

جمله های نمونه

1. But it does encourage calls to its 24-hour hot line from people running networks based on more sophisticated operating system software.
[ترجمه Art McCoy] با تماس با خط ویژه ۲۴ ساعته ما در یابید که آیا برنده جایزه شده است یا خیر.
|
[ترجمه ترگمان]اما این برنامه، تماس ها را به خط گرم ۲۴ ساعته خود از مردم در حال اجرا براساس نرم افزار سیستم عامل پیچیده تر تشویق می کند
[ترجمه گوگل]اما این تماس ها را به خط 24 ساعته خود از افرادی که شبکه های مبتنی بر نرم افزار پیچیده تر سیستم عامل را اجرا می کنند تشویق می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Union leaders say the hot line is needed badly.
[ترجمه ترگمان]رهبران اتحادیه می گویند که این خط داغ به شدت مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]رهبران اتحادیه می گویند که خط داغ مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This is a hot line established by state child welfare agencies for the reporting of child abuse.
[ترجمه ترگمان]این یک خط داغ است که توسط موسسات رفاه کودکان دولت برای گزارش آزار و اذیت کودکان ایجاد می شود
[ترجمه گوگل]این یک خط داغ است که توسط ادارات رفاه دولتی ایالتی برای گزارش سوء استفاده از کودکان معرفی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was as if she had a hot line to the Devil.
[ترجمه ترگمان]مثل این بود که او یک خط داغ برای شیطان دارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که خط شیطان به شیطان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The information will be collected on a confidential hot line, called Raceguard, operating on a 24-hour answerphone from next Tuesday.
[ترجمه ترگمان]اطلاعات بر روی یک خط داغ داغ به نام Raceguard جمع آوری خواهد شد که در ۲۴ ساعت آینده از سه شنبه آینده اجرا خواهد شد
[ترجمه گوگل]این اطلاعات در یک خط داغ محرمانه به نام Raceguard جمع آوری می شود که از روز سه شنبه در یک پاسخ 24 ساعته فعالیت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Army, which has set up a toll-free hot line, is investigating more than 200 allegations throughout the service.
[ترجمه ترگمان]ارتش که یک خط داغ رایگان ایجاد کرده است، در حال تحقیق در مورد بیش از ۲۰۰ اتهام در سراسر این سرویس است
[ترجمه گوگل]ارتش، که خط خطی رایگان را راه اندازی کرده است، بیش از 200 ادعا را در طول سرویس مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The white, hot line certainly wouldn't.
[ترجمه ترگمان]خط سفید و داغ مطمئنا این کار را نمی کرد
[ترجمه گوگل]خط سفید، گرم، قطعا نمی تواند باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The government opened an anti corruption hot line last month to encourage whistle - blowers.
[ترجمه ترگمان]دولت ماه گذشته یک خط داغ ضد فساد افتتاح کرد تا blowers سوت را تشویق کند
[ترجمه گوگل]دولت ماه گذشته یک خط گرم ضد فساد را برای فریب خوردن سوت زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Its test point is used to connect Hot Line Voltage Indicator.
[ترجمه ترگمان]نقطه آزمون آن برای اتصال شاخص ولتاژ خط داغ استفاده می شود
[ترجمه گوگل]نقطه آزمون آن برای اتصال شاخص ولتاژ خط داغ استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If has the feminine friend to dial the hot line, also will love provides the help.
[ترجمه ترگمان]اگر دوست مونث دارد که خط داغ را بگیرد نیز می تواند کمک کند
[ترجمه گوگل]اگر دوستان زنانه ای برای شماره گیری خط داغ داشته باشند، دوست هم کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Soviet and American leaders sign the Hot Line Agreement.
[ترجمه ترگمان]رهبران شوروی و آمریکا توافق نامه خط داغ را امضا کردند
[ترجمه گوگل]رهبران اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا قرارداد خط خط را امضاء می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Future still offered service hot line for this without care.
[ترجمه ترگمان]گذشته از این برای این کار، برای این کار، سرویس گرمی برای این کار پیشنهاد می کرد
[ترجمه گوگل]آینده هنوز هم برای خطوط تلفن همراه ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For Apple Daily establish a hot line, helps reader to solve their computer problem.
[ترجمه ترگمان]برای (اپل)یک خط داغ ایجاد می کند، به خواننده کمک می کند تا مشکل کامپیوتری خود را حل کند
[ترجمه گوگل]برای اپل روزانه یک خط داغ ایجاد می کند، به خواننده کمک می کند تا مشکل رایانه خود را حل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The hot line will offer legal aid to women and children.
[ترجمه ترگمان]این خط داغ به زنان و کودکان کمک قانونی خواهد کرد
[ترجمه گوگل]خط داغ کمک قانونی برای زنان و کودکان ارائه خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Dial our 24-hour hotline to find out if you have won a prize.
[ترجمه ترگمان]یک خط تلفنی ۲۴ ساعته ما تماس بگیرید تا بفهمید آیا شما یک جایزه دریافت کرده اید یا خیر
[ترجمه گوگل]شماره تلفن 24 ساعته ما را برای پیدا کردن یک جایزه بر روی شماره تلفن خود قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. A telephone hotline has been set up to give information about the changed train services.
[ترجمه ترگمان]یک خط تلفن خط تلفنی برای دادن اطلاعات درباره خدمات آموزش تغییر یافته راه اندازی شده است
[ترجمه گوگل]یک خط تلفن تلفنی برای اطلاعات در مورد خدمات قطار تغییر یافته تنظیم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. You can order by phoning our hotline and quoting your credit card number.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید با تلفن به خط تلفن ما دستور دهید شماره کارت اعتباری شما را نقل قول کنم
[ترجمه گوگل]با تماس با خط تلفن ما و نقل قول شماره کارت اعتباری شما می توانید سفارش دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. A national telephone hotline has been set up for students suffering from stress.
[ترجمه ترگمان]یک خط تلفنی تلفنی ملی برای دانشجویانی تنظیم شده است که از استرس رنج می برند
[ترجمه گوگل]برای دانشجویانی که دچار استرس هستند، یک خط تلفن ملی راه اندازی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The company will be operating an information hotline that customers can call if they are worried about products.
[ترجمه ترگمان]این شرکت یک خط تلفنی اطلاع رسانی را راه اندازی خواهد کرد که مشتریان می توانند از آن ها درخواست کنند که در مورد محصولات نگران باشند
[ترجمه گوگل]این شرکت یک خط تلفن اطلاعاتی را به کار می گیرد که مشتریان می توانند با آنها تماس بگیرند اگر نگران محصولات خود باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. He got through on the hotline to the head of the government.
[ترجمه ترگمان]او از طریق خط تلفن ویژه به رئیس دولت رسید
[ترجمه گوگل]او از طریق خط تلفن به رئیس دولت رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. They have discussed setting up a military hotline between Hanoi and Bangkok.
[ترجمه ترگمان]آن ها درباره ایجاد یک خط تلفنی نظامی بین هانوی و بانکوک بحث و تبادل نظر کردند
[ترجمه گوگل]آنها درباره ایجاد یک خط تلفن نظامی بین هانوی و بانکوک بحث کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. An emergency hotline has been set up for the relatives of those involved in the disaster.
[ترجمه ترگمان]یک خط ویژه اضطراری برای بستگان افراد دخیل در این حادثه ایجاد شده است
[ترجمه گوگل]یک خط تلفن اضطراری برای بستگان افرادی که در این فاجعه زندگی می کنند ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Call our crime hotline today.
[ترجمه ترگمان]به خط جنایی امروز زنگ بزن
[ترجمه گوگل]امروز تماس با جرایم جنایی ما را بشنوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. You call the Texas child-abuse hotline.
[ترجمه ترگمان]شما به خط تلفنی سو استفاده از کودکان تگزاس زنگ می زنید
[ترجمه گوگل]شما به خط تلفن تگزاس سوءاستفاده می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. In workshops, staff were given examples of a hotline call, and how the guidelines would apply.
[ترجمه ترگمان]در کارگاه ها، کارکنان مثال هایی از یک تماس تلفنی اضطراری داده شدند و این که چگونه این رهنمودها مورد استفاده قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]در کارگاه ها، کارکنان نمونه هایی از یک تماس تلفنی با تلفن و نحوه استفاده از این دستورالعمل ها را ارائه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. The agency has maintained an anti-piracy hotline and offers $ 500 for information that leads to a pirate video lab.
[ترجمه ترگمان]این اداره یک خط تلفن ویژه ضد سرقت را حفظ کرده است و ۵۰۰ دلار برای اطلاعاتی که منجر به آزمایشگاه فیلم دزدان دریایی می شود را پیشنهاد می کند
[ترجمه گوگل]آژانس یک خط تلفن ضد دزدان دریایی را حفظ کرده و 500 دلار برای اطلاعات ارائه می دهد که منجر به آزمایشگاه ویدیو دزدان دریایی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. And instead of being from Media Hotline, it identified Food Lion as the sender.
[ترجمه ترگمان]و به جای اینکه از رسانه جدا شود، شیر غذا را به عنوان فرستنده مشخص کرد
[ترجمه گوگل]و به جای اینکه از Media Hotline باشد، Food Lion را به عنوان فرستنده شناسایی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. The Forces Legal Network has a 24-hour hotline which links callers to solicitors with an expertise in military law.
[ترجمه ترگمان]شبکه حقوقی نیروها یک خط تلفنی ۲۴ ساعته دارد که تماس گیرندگان را با یک متخصص در قانون نظامی مرتبط می سازد
[ترجمه گوگل]شبکه حقوقی نیروهای ویژه یک خط تلفن 24 ساعته دارد که تماس گیرندگان را با وکلا در معرض قوانین نظامی پیوند می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. The telephone hotline for remaining tickets is 071-793 123
[ترجمه ترگمان]خط تلفن خط تلفنی برای بلیط های باقیمانده برابر با ۷۹۳ - ۷۹۳ - ۷۹۳
[ترجمه گوگل]خط تلفن تلفنی برای بلیط های باقیمانده 071-793 123 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[برق و الکترونیک] خط گرم

به انگلیسی

• direct telephone line between managers for case of emergency
a hot line is a direct telephone line between heads of government for use in an emergency.
a hot line is also a telephone line that the public can use to contact the police or other services with information about a particular situation.
telephone number which one can call in an emergency

پیشنهاد کاربران

خط تلفن ویژه و به منظور دادن اطلاعات در مورد موضوع خاصی
telephone number which one can call in an emergency
تلفنی که به صورت بیست و چهار ساعته برای دادن اطلاعات درخصوص موضوعی خاص طراحی شده و کارش صرفا همان است،
همچنین معنای تلفن بخصوص و یا تلفن محرمانه نیز می دهد، تلفنی داخلی که برای هدفی خاص ایجاد شده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما