🔸 معادل فارسی:
• نقص فاحش، عیب بزرگ و وحشتناک
• اشتباه مهلک ( در طراحی، استدلال، شخصیت )
• ضعف اساسی ( در یک سیستم، برنامه، یا شخصیت داستانی )
🔸 مثال ها:
"The architect discovered a horrible flaw in the building's foundation after construction had already begun. "
... [مشاهده متن کامل]
معمار پس از شروع ساخت و ساز، یک نقص فاحش در فونداسیون ساختمان کشف کرد.
"The legal team pointed out a horrible flaw in the contract that could have cost the company millions. "
تیم حقوقی به یک نقص بزرگ در قرارداد اشاره کرد که می توانست میلیون ها دلار برای شرکت هزینه داشته باشد.
"The experiment failed because of a horrible flaw in the initial hypothesis. "
آزمایش به دلیل یک نقص آشکار در فرضیه اولیه شکست خورد.
• نقص فاحش، عیب بزرگ و وحشتناک
• اشتباه مهلک ( در طراحی، استدلال، شخصیت )
• ضعف اساسی ( در یک سیستم، برنامه، یا شخصیت داستانی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
معمار پس از شروع ساخت و ساز، یک نقص فاحش در فونداسیون ساختمان کشف کرد.
تیم حقوقی به یک نقص بزرگ در قرارداد اشاره کرد که می توانست میلیون ها دلار برای شرکت هزینه داشته باشد.
آزمایش به دلیل یک نقص آشکار در فرضیه اولیه شکست خورد.