hop down

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پایین پریدن، یک جهش پایین آمدن
• از جایی ( بلند ) به آرامی پریدن پایین
• ( در بافت مجازی ) از جایگاه یا مقام خود کناره گیری کردن
🔸 مثال ها:
"She hopped down from the bed and ran to the window. "
...
[مشاهده متن کامل]

او از تخت پایین پرید و به سمت پنجره دوید.
"The mail carrier hopped down from the truck to deliver the package. "
پیک پست از کامیون پایین پرید تا بسته را تحویل دهد.
"The dog got excited and hopped down from the back seat. "
سگ هیجان زده شد و از صندلی عقب ماشین پایین پرید.
"The prime minister hopped down after losing the confidence vote. "
نخست وزیر پس از رأی اعتماد، کناره گیری کرد ( از مقامش پایین پرید ) .