🔸 معادل فارسی:
• ( غیررسمی ) خیلی باحال، بسیار خنده دار و سرگرم کننده
• ( در توصیف رویداد ) لذت بخش و عالی، فراتر از حد انتظار
• واقعاً عالی و سرگرم کننده
🔸 مثال ها:
"That comedy show was a hoot and a half. My stomach still hurts from laughing. "
... [مشاهده متن کامل]
آن برنامه کمدی فوق العاده خنده دار بود. دلم هنوز از خنده درد می کند.
"Thanks for inviting us to your barbecue. It was a hoot and a half!"
ممنون که ما را به باربیکیو دعوت کردی. حسابی کیف کردیم!
"Grandpa can be a hoot and a half when he starts telling stories about his youth. "
بابا بزرگ وقتی شروع می کند درباره جوانی اش داستان تعریف کند، می شود یک آدم بامزه و باحال.
• ( غیررسمی ) خیلی باحال، بسیار خنده دار و سرگرم کننده
• ( در توصیف رویداد ) لذت بخش و عالی، فراتر از حد انتظار
• واقعاً عالی و سرگرم کننده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن برنامه کمدی فوق العاده خنده دار بود. دلم هنوز از خنده درد می کند.
ممنون که ما را به باربیکیو دعوت کردی. حسابی کیف کردیم!
بابا بزرگ وقتی شروع می کند درباره جوانی اش داستان تعریف کند، می شود یک آدم بامزه و باحال.