honorary president
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• رئیس افتخاری
• مقام تشریفاتیِ ریاست بدون اختیارات اجرایی
• عنوانی که به پاس احترام یا خدمات پیشین، به فردی اعطا می شود
🔸 مثال ها:
The founder of the organization was named honorary president for life.
... [مشاهده متن کامل]
بنیان گذار سازمان به عنوان رئیس افتخاری مادام العمر منصوب شد.
The honorary president attends ceremonies but does not interfere in daily operations.
رئیس افتخاری در مراسم شرکت می کند، اما در امور روزمره دخالت نمی کند.
The political party appointed the former prime minister as its honorary president.
حزب سیاسی، نخست وزیر پیشین را به عنوان رئیس افتخاری خود منصوب کرد.
• رئیس افتخاری
• مقام تشریفاتیِ ریاست بدون اختیارات اجرایی
• عنوانی که به پاس احترام یا خدمات پیشین، به فردی اعطا می شود
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بنیان گذار سازمان به عنوان رئیس افتخاری مادام العمر منصوب شد.
رئیس افتخاری در مراسم شرکت می کند، اما در امور روزمره دخالت نمی کند.
حزب سیاسی، نخست وزیر پیشین را به عنوان رئیس افتخاری خود منصوب کرد.
نماینده رئیس جمهور