homogenize

/hoˈmɑːdʒəˌnaɪz//həˈmɒdʒɪnaɪz/

معنی: یکجور و هم جنس کردن
معانی دیگر: (همگن کردن شیر بطوریکه کره و چربی آن به طور متساوی پخش باشد و رو نیاید) هموژنیزه کردن، یکدست کردن، همگونه کردن، متجانس کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: homogenizes, homogenizing, homogenized
مشتقات: homogenization (n.), homogenizer (n.)
(1) تعریف: to make the same throughout in structure, nature, or consistency; make homogeneous.
متضاد: diversify

(2) تعریف: to break up and distribute evenly the particles of fat in (milk).

جمله های نمونه

1. The two liquids homogenized in the blender.
[ترجمه ترگمان] دوتا مایعات توی مخلوط کن مونده
[ترجمه گوگل]دو مایعات در مخلوط کن همگن شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Even Brussels bureaucrats can't homogenize national cultures and tastes.
[ترجمه ترگمان]حتی دادگاه های بروکسل هم نمی توانند فرهنگ ها و سلیقه های ملی را با هم هماهنگ کنند
[ترجمه گوگل]حتی بوروکراتهای بروکسل هم نمیتوانند فرهنگ و سلیقه ملی را هماهنگ کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The industrial trades are now being homogenized, and it is a general trend.
[ترجمه ترگمان]شرکت های صنعتی در حال حاضر با یکدیگر متحد شده اند و این یک گرایش کلی است
[ترجمه گوگل]معاملات صنعتی اکنون همگن هستند و این یک روند کلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The personnel of the state apparatus have become homogenized into a distinct social group whose backgrounds have become increasingly similar.
[ترجمه ترگمان]پرسنل دستگاه دولتی با یک گروه اجتماعی متمایز هماهنگ شده اند که پیشینه آن ها به طور فزاینده ای شبیه هم شده است
[ترجمه گوگل]پرسنل دستگاه دولتی همگن شده اند به یک گروه اجتماعی متمایز که پیشینه آنها به طور فزاینده ای مشابه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Homogenized milk has been mechanically treated to break fat globules into minute particles and disperse them throughout the milk.
[ترجمه ترگمان]شیر homogenized به صورت مکانیکی گلبول های چربی را به ذرات دقیقه تبدیل می کند و آن ها را در طول شیر پراکنده می کند
[ترجمه گوگل]شیر هموگنش شده به صورت مکانیکی برای شکستن گلبولهای چربی به ذرات جزئی تبدیل شده و آنها را در سراسر شیر پراکنده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The American landscape is being homogenized by malls and fast-food restaurants.
[ترجمه ترگمان]چشم انداز آمریکا با مراکز خرید و رستوران های فست فود ساخته شده است
[ترجمه گوگل]چشم انداز آمریکا در بازارها و رستوران های فست فود هماهنگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I'm against a homogenized society, because I want the cream to rise. Robert Frost
[ترجمه ترگمان]من مخالف یک جامعه یکدست و یکدست هستم، چون می خواهم کرم بالا برود رابرت فراست
[ترجمه گوگل]من علیه یک جامعه همگن هستم، زیرا می خواهم کرم بزرگ شود رابرت فریست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Other methods of genetic purification can homogenize a DNA sequence.
[ترجمه ترگمان]روش های دیگر تصفیه ژنتیکی می تواند یک دنباله DNA را homogenize کند
[ترجمه گوگل]روش های دیگر تصفیه ژنتیکی می تواند توالی DNA را هماهنگ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Evaporated milk is sterilized homogenized milk that has been reduced in volume by about 60 percent loss of water.
[ترجمه ترگمان]شیر evaporated با شیر خشک استریل استریل می شود که در حجم با حدود ۶۰ درصد از دست دادن آب کاهش پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]شیر تخلیه شیر هموژنیزه استریل شده است که در حدود 60 درصد از دست دادن آب کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In larger cities, ties to the land are less important and homogenizing influences have a greater impact.
[ترجمه ترگمان]در شهرهای بزرگ تر، ارتباط با زمین از اهمیت کمتری برخوردار است و تاثیرات homogenizing تاثیر بیشتری دارند
[ترجمه گوگل]در شهرهای بزرگ، روابط با زمین کمتر اهمیت دارند و تأثیرات همگن شدن تاثیر بیشتری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In effect, the networks became homogenized as anchors and reporters switched call letters.
[ترجمه ترگمان]در واقع، شبکه ها به عنوان anchors و گزارشگران به حروف فراخوانی تغییر داده شدند
[ترجمه گوگل]در واقع شبکه ها به عنوان مجریان و خبرنگاران نامه های تلفنی را همگن شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Everything sized up, homogenized and evaluated before you even see it.
[ترجمه ترگمان]همه چیز به اندازه قبل از اینکه شما حتی آن را ببینید، ارزیابی و ارزیابی می شوند
[ترجمه گوگل]همه چیز را اندازه گیری، همگن و ارزیابی قبل از اینکه شما حتی آن را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Data warehouse ( DW ) can homogenize isomeric data and has a complex analysis function.
[ترجمه ترگمان]انبار داده (DW)می تواند داده های ایزومری را یک سان کند و دارای یک تابع تحلیلی پیچیده باشد
[ترجمه گوگل]انبار داده (DW) می تواند اطلاعات ایزومری را هماهنگ کند و دارای یک تابع تجزیه و تحلیل پیچیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Distributive mixing is empolyed to homogenize the polymer melt . Distributive mixing relis on high polymer strain rates.
[ترجمه ترگمان]مخلوط کردن مخلوط پلی مر با مخلوط کردن مواد مذاب پلی مر empolyed می شود Distributive mixing با نرخ کرنش polymer بالا
[ترجمه گوگل]مخلوط توزیعی برای همگن سازی ذوب پلیمر به کار می رود مخلوط توزیع بر روی مقادیر بالای بافت پلیمری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The treatment may homogenize, densify microstructure, and further more improve the surface corrosion resistance.
[ترجمه ترگمان]این عملیات ممکن است microstructure و ریزساختار را homogenize کند و مقاومت در برابر خوردگی سطحی را بهبود بخشد
[ترجمه گوگل]درمان ممکن است همگن، تراکم ریزساختار، و بیشتر بهبود مقاومت در برابر خوردگی سطح
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

یکجور و همجنس کردن (فعل)
homogenize

به انگلیسی

• blend dissimilar elements; make similar, unify; equally distribute fat droplets throughout an emulsion (i.e. milk)

پیشنهاد کاربران

همگن سازی ( کردن )
هَمگِنِش/هَمگِنانِش
همگنیدن/همگناندن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما