holler

/ˈhɑːlər//ˈhɒlə/

معنی: فریاد خوشحالی، صدای مخصوص هر حیوان، فریاد کردن، سروصدا راه انداختن
معانی دیگر: فریاد، داد، گلبانگ، نوف، جار، دهاز، هوار، نعره، فریاد کشیدن، هوار کشیدن، داد زدن، (عامیانه)، (محلی) رجوع شود به: hollow، صدای مخصوص هر حیوان مثل صدای قورباغه

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: hollers, hollering, hollered
(1) تعریف: (informal) to cry out, yell, or shout.
متضاد: whisper
مشابه: bellow, call, cry, hail, shout

(2) تعریف: to object strongly; complain.
مشابه: complain
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: (informal) to cry out, yell, or shout (something).
مشابه: bawl, call, cry, shout

- They hollered "no".
[ترجمه گوگل] فریاد زدند "نه"
[ترجمه ترگمان] آن ها فریاد زدند \"نه\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) a loud cry, yell, or shout, as for help.
متضاد: whisper
مشابه: cry, hail, shout

(2) تعریف: a work song formerly sung by black American farm hands, esp. during the period of slavery.

جمله های نمونه

1. if you need anything, holler
(امریکایی - خودمانی) اگر چیزی لازم داشتی داد بزن

2. Do you hear someone holler?
[ترجمه گوگل]صدای فریاد کسی را می شنوی؟
[ترجمه ترگمان]صدای کسی رو می شنوی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Housewives often holler about high cost of living.
[ترجمه گوگل]زنان خانه دار اغلب از هزینه های بالای زندگی غر می زنند
[ترجمه ترگمان]زنان خانه دار اغلب در مورد هزینه بالای زندگی صحبت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He let out a holler as he fell.
[ترجمه گوگل]او در حین افتادن صدای زوزه‌کشی را بیرون داد
[ترجمه ترگمان]وقتی افتاد فریادی کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I used to scream and holler.
[ترجمه گوگل]من قبلا جیغ می زدم و فریاد می زدم
[ترجمه ترگمان]من عادت داشتم جیغ بزنم و فریاد بزنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Don't holler at me!
[ترجمه گوگل]سرم فریاد نزن!
[ترجمه ترگمان]به من تشر نزن!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His thick-set holler lifts what might otherwise have been a cool but minor diversion into a work of real significance.
[ترجمه گوگل]ناله ضخیم او چیزی را که در غیر این صورت ممکن بود یک انحراف جالب اما جزئی را به یک اثر با اهمیت واقعی بالا می برد
[ترجمه ترگمان]holler که به شدت جار می زدند، چیزی را که در غیر این صورت ممکن بود به عنوان یک سرگرمی جالب اما کم اهمیت در یک اثر از اهمیت واقعی باشد، بالا می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Demonstrators whoop and holler as colleagues receive gifts . . . a Tupperware colander . . . an Oriental rug.
[ترجمه گوگل]تظاهرکنندگان به عنوان همکاران هدایایی دریافت می کنند یک آبکش تاپر ور یک فرش شرقی
[ترجمه ترگمان]در حالی که همکاران خود هدایایی را دریافت می کنند، فریاد می زنند و فریاد می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. If you need anything, just holler.
[ترجمه گوگل]اگر به چیزی نیاز دارید، فقط فریاد بزنید
[ترجمه ترگمان] اگه چیزی لازم داشتی، صدام کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Give me a holler when you've had enough.
[ترجمه گوگل]وقتی سیر شدی به من هول بده
[ترجمه ترگمان]وقتی به اندازه کافی خوردی صدام کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Just holler If you need me.
[ترجمه گوگل]فقط فریاد بزن اگر به من نیاز داری
[ترجمه ترگمان] اگه بهم احتیاج داشتی، صدام کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. If you need anything(Sentence dictionary), just give me holler.
[ترجمه گوگل]اگر به چیزی نیاز دارید (فرهنگ لغت جملات)، فقط هولر را به من بدهید
[ترجمه ترگمان]اگر به هر چیزی (فرهنگ لغت نامه)نیاز دارید، فقط به من فریاد بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Holler ~ I just want to cry! The distressing scene really make me sore!
[ترجمه گوگل]هالر ~ من فقط می خواهم گریه کنم! صحنه ناراحت کننده واقعاً من را به درد می آورد!
[ترجمه ترگمان]هورا، فقط دلم می خواهد گریه کنم! این صحنه ناراحت کننده واقعا حالم را به هم می زند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Give me holler if you need me.
[ترجمه گوگل]اگر به من نیاز داری به من هول بده
[ترجمه ترگمان] اگه بهم نیاز داشتی، صدام کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We didn't expect anybody to stand up and holler that they had an epiphany.
[ترجمه گوگل]ما انتظار نداشتیم کسی بایستد و فریاد بزند که آنها یک تجلی دارند
[ترجمه ترگمان]انتظار نداشتیم کسی بلند شود و فریاد بزند که آن ها تجلی پیدا کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فریاد خوشحالی (اسم)
holler, whoopee, hoop-la

صدای مخصوص هر حیوان (اسم)
holler

فریاد کردن (فعل)
shout, screech, whoop, holler

سروصدا راه انداختن (فعل)
noise, holler

انگلیسی به انگلیسی

• shout, yell
if you holler, you shout or weep loudly; used in informal american english.

پیشنهاد کاربران

1. داد زدن. فریاد کشیدن. نعره زدن 2. داد. فریاد. نعره
مثال:
they were hollering and raising hell
آنها داشتند داد و فریاد و نعره می زدند و ناراحتی و مزاحمت ایجاد می کردند.
نوا مثل نواهای چوپانی
holler up
صدا زدن پیشخدمت . . . ( توی رستوران یا غذاخوری )
give someone a holler :contact someone
به معنی تماس گرفتن هم هست مثلا:
if i hear anything, I'll be sure to give you a holler
۱ - داد/نعره کشیدن،
to yell loudly and abruptly
The lunatic hollered and tried to pull the knife back
۲ - تماس گرفتن ( NAm )
۳ - غریو شادی

داد و فریاد کردن
I heard someone hollering at me
سر وصدا راه انداختن

بپرس