hold over someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چیزی را پشت سر کسی نگه داشتن ( برای باج خواهی )
• از اشتباه یا راز کسی به عنوان اهرم فشار استفاده کردن
• بر سر کسی منت گذاشتن
• چیزی را لای انگشتان کسی گذاشتن ( اصطلاحی برای تهدید )
...
[مشاهده متن کامل]

مثال:
"So I made a mistake when I was young. Are you going to hold that over my head all my life?"
�خب، من در جوانی یک اشتباه کردم. آیا می خواهی تا آخر عمرت این را پشت سرم نگه داری؟�
"The boss held my mistake over me for months, and I was afraid to ask for a raise. "
�رئیس ماه ها از اشتباه من به عنوان اهرم فشار استفاده کرد و من از درخواست افزایش حقوق می ترسیدم. �