🔸 معادل فارسی:
• به تعویق انداختن / عقب انداختن
• خودداری کردن از انجام کاری ( موقتاً )
• فعلاً اقدامی نکردن / دست نگه داشتن
• تفاوتِ آن با "cancel" ( لغو کردن ) در این است که "hold off on" بر تعویقِ موقت تأکید دارد، در حالی که "cancel" به معنایِ لغوِ کامل است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
Top US military commander in the Middle East recommended holding off on bombing the Strait of Hormuz because it had reached the limit of its effectiveness.
فرماندهِ ارشدِ نظامیِ آمریکا در خاورمیانه توصیه کرد که بمبارانِ تنگه ی هرمز متوقف شود، زیرا به حدِ نهاییِ کاراییِ خود رسیده است.
The president decided to hold off on resuming major combat operations after top advisers voiced concerns about further depletion of munitions stockpiles.
رئیس جمهور پس از آن که مشاورانِ ارشد نسبت به کاهشِ بیشترِ ذخایرِ مهمات ابراز نگرانی کردند، تصمیم گرفت از سرگیریِ عملیاتِ جنگیِ گسترده را به تعویق بیندازد.
Gulf leaders pressed the US to hold off on launching military action in favor of seeing if a diplomatic resolution could be reached.
رهبرانِ کشورهایِ حاشیه ی خلیج فارس بر آمریکا فشار آوردند که اقدامِ نظامی را به تعویق بیندازد تا ببیند آیا راه حلِ دیپلماتیک امکان پذیر است یا خیر.
• به تعویق انداختن / عقب انداختن
• خودداری کردن از انجام کاری ( موقتاً )
• فعلاً اقدامی نکردن / دست نگه داشتن
• تفاوتِ آن با "cancel" ( لغو کردن ) در این است که "hold off on" بر تعویقِ موقت تأکید دارد، در حالی که "cancel" به معنایِ لغوِ کامل است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
فرماندهِ ارشدِ نظامیِ آمریکا در خاورمیانه توصیه کرد که بمبارانِ تنگه ی هرمز متوقف شود، زیرا به حدِ نهاییِ کاراییِ خود رسیده است.
رئیس جمهور پس از آن که مشاورانِ ارشد نسبت به کاهشِ بیشترِ ذخایرِ مهمات ابراز نگرانی کردند، تصمیم گرفت از سرگیریِ عملیاتِ جنگیِ گسترده را به تعویق بیندازد.
رهبرانِ کشورهایِ حاشیه ی خلیج فارس بر آمریکا فشار آوردند که اقدامِ نظامی را به تعویق بیندازد تا ببیند آیا راه حلِ دیپلماتیک امکان پذیر است یا خیر.
دست نگه داشتن، به تعویق انداختن
مثال: