hold in respect


معنی: سرفرود آوردن

مترادف ها

سر فرود آوردن (فعل)
submit, lout, stoop, bow down, hang the head, hold in esteem, hold in respect, knock under, show deference to, tame down, treat with deference

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• احترام قائل شدن / به کسی احترام گذاشتن
• ( در کاربرد رسمی ) کسی را محترم شمردن
• ( در کاربرد روزمره ) با احترام با کسی رفتار کردن
🔸 مثال ها:
She is held in great respect by her colleagues.
...
[مشاهده متن کامل]

او توسط همکارانش بسیار محترم شمرده می شود.
The old professor is held in respect for his decades of teaching.
این استاد پیر به خاطر دهه ها تدریس، مورد احترام است.
The leader is held in respect by the entire community.
این رهبر توسط کل جامعه محترم شمرده می شود.