🔸 معادل فارسی:
• در جای خود نگه داشتن / ثابت نگه داشتن
• ( در کاربرد فنی و نظامی ) یک شیء یا فرد را در یک موقعیت خاص تثبیت کردن
• ( در کاربرد روزمره ) جلوگیری از حرکت یا تغییر مکان چیزی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The clamp holds the pipe in position.
گیره لوله را در جای خود نگه می دارد.
The soldiers were ordered to hold their position until reinforcements arrived.
به سربازان دستور داده شد که تا رسیدن نیروهای کمکی، موضع خود را حفظ کنند.
The patient was asked to hold his head in position during the scan.
از بیمار خواسته شد که در طول اسکن، سر خود را ثابت نگه دارد.
• در جای خود نگه داشتن / ثابت نگه داشتن
• ( در کاربرد فنی و نظامی ) یک شیء یا فرد را در یک موقعیت خاص تثبیت کردن
• ( در کاربرد روزمره ) جلوگیری از حرکت یا تغییر مکان چیزی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
گیره لوله را در جای خود نگه می دارد.
به سربازان دستور داده شد که تا رسیدن نیروهای کمکی، موضع خود را حفظ کنند.
از بیمار خواسته شد که در طول اسکن، سر خود را ثابت نگه دارد.