🔸 **معادل فارسی:
• نفس را حبس کردن
• منتظر ماندن ( با اضطراب )
• ( در حالت منفی ) بیهوده منتظر ماندن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) How long can you hold your breath underwater?
چقدر می تونی زیر آب نفست رو حبس کنی؟
... [مشاهده متن کامل]
( انتظار ) We held our breath until we heard the good news.
نفسمان را حبس کردیم تا خبر خوب را شنیدیم.
( کنایه ) The boss said I might get a raise, but I'm not holding my breath.
رئیس گفت ممکنه حقوقم زیاد بشه، ولی بیخود منتظر نمی مونم.
( طنز ) If you think he'll apologize, don't hold your breath!
اگه فکر می کنی عذرخواهی می کنه، بیخود منتظر نمون!
• نفس را حبس کردن
• منتظر ماندن ( با اضطراب )
• ( در حالت منفی ) بیهوده منتظر ماندن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) How long can you hold your breath underwater?
چقدر می تونی زیر آب نفست رو حبس کنی؟
... [مشاهده متن کامل]
( انتظار ) We held our breath until we heard the good news.
نفسمان را حبس کردیم تا خبر خوب را شنیدیم.
( کنایه ) The boss said I might get a raise, but I'm not holding my breath.
رئیس گفت ممکنه حقوقم زیاد بشه، ولی بیخود منتظر نمی مونم.
( طنز ) If you think he'll apologize, don't hold your breath!
اگه فکر می کنی عذرخواهی می کنه، بیخود منتظر نمون!
چشمم آب نمی خورد
هر دو عبارت باهم معادل هستند و به معنی:
امید واهی نداشته باش
به دلت صابون نزن
الکی دل خوش نکن
بند آمدن نفس
به همین خیال باش