hoary

/ˈhɔːri//ˈhɔːri/

معنی: سالخورده، کهن، سفید، سفید مایل به خاکستری
معانی دیگر: بسیار پیر یا کهن، کهنسال، قدیمی، سپید، سپید و خاکستری، ریش سفید، سپیدریش، سپیدموی (در اثر پیری) (hoary-headed هم می گویند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: hoarier, hoariest
مشتقات: hoarily (adv.), hoariness (n.)
(1) تعریف: whitish or grayish, esp. when associated with age.

- The old woman tied a scarf over her hoary head.
[ترجمه ترگمان] پیرزن روسری خود را روی سر خاکستری اش گره زده بود
[ترجمه گوگل] خانم قدیمی روسری را روی سر و صورتش پوشانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: covered with a soft whitish or grayish down.

- The child felt the hoary stems and leaves of the plant.
[ترجمه ترگمان] کودک ساقه های خاکستری و برگ های گیاه را حس می کرد
[ترجمه گوگل] کودک احساس ساقه و برگ گیاه را احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of great age; ancient.

- The ritual is part of a hoary tradition.
[ترجمه ترگمان] این مراسم بخشی از یک سنت قدیمی است
[ترجمه گوگل] این مراسم بخشی از یک سنت هری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a hoary old problem
مسئله ی بسیار قدیمی

2. His hair was a hoary white.
[ترجمه ترگمان]موهایش سفید و سفید بود
[ترجمه گوگل]موهایش سفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He told a few hoary old jokes and nobody laughed.
[ترجمه ترگمان]چند تا جوک قدیمی و قدیمی تعریف کرد و هیچ کس نخندید
[ترجمه گوگل]او به چند جوک قدیمی گفت: و هیچ کس خندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Not that hoary old chestnut again.
[ترجمه ترگمان]نه آن بلوط سفید قدیمی
[ترجمه گوگل]نه این که شاه بلوط قدیمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They discussed the hoary old problem.
[ترجمه ترگمان]آن ها درباره مشکل قدیمی قدیمی صحبت کردند
[ترجمه گوگل]آنها درباره مشکل قدیمی سیلاب بحث کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All the grass in front was brittle and hoary white.
[ترجمه ترگمان]تمام علف های جلو شکننده بودند و سفید و سفید
[ترجمه گوگل]همه چمن در مقابل شکننده و سفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It contains many majestic old oaks and hoary willows.
[ترجمه ترگمان]آن شامل بسیاری از بلوط های تناور قدیم و درخت های بید سالخورده است
[ترجمه گوگل]این شامل بسیاری از بلوط با شکوه و شکوفه های قدیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Attractive hoary foliage, and brilliant scarlet orange flowers.
[ترجمه ترگمان]شاخ دار خاکستری، و گل نارنجی درخشان
[ترجمه گوگل]شاخ و برگ جذاب جذاب، و نارنجی گل سرخ درخشان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And though the fields hoary dew.
[ترجمه ترگمان]و با این که the خاکستری شده بودند
[ترجمه گوگل]و هر چند مزرعه خاردار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The hoary peasant mused over his past sufferings.
[ترجمه ترگمان]روستایی سالخورده درباره رنج های گذشته خود به فکر فرو رفت
[ترجمه گوگل]دهقانان هراسی بر رنج های گذشته خود می اندیشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A hoary ogre known as the Pay - Per - View Problem haunts the information economy.
[ترجمه ترگمان]یک غول سالخورده که به عنوان مشکل View - پر شناخته می شود، به دنبال اقتصاد اطلاعاتی است
[ترجمه گوگل]یک جادوگر به نام Pay - Per - View Problem اقتصاد اطلاعات را فراموش کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Xiaoming says: Then my grandfather is hoary - headed, the team member that which country is?
[ترجمه ترگمان]Xiaoming می گوید: پس پدربزرگم پیر است، عضو تیم که کدام کشور است؟
[ترجمه گوگل]Xiaoming می گوید: سپس پدربزرگ من hary - سر، عضو تیم که کشور است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Everything is hoary, grisly, bristling with merriment, swollen with the future, like a gumboil.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خسته و هولناک است، در عین حال از روی شادی، از آینده، مثل یک آدم زرد، ورم کرده
[ترجمه گوگل]همه چیز درهم و برهمی است، به طرز وحشتناکی، با خوشحالی و با آستانه تحریک می شود، مانند یک قاشق چایخوری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. What is treating hoary - headed Chinese traditional medicine?
[ترجمه ترگمان]درمان سنتی چینی به عهده چین چیست؟
[ترجمه گوگل]درمان طب سنتی چینی - طب سنتی چینی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. What medicaments can treat a teenager effectively hoary - headed symptom?
[ترجمه ترگمان]چه چیزی می تواند با یک نوجوان به طور موثر مو به مو رفتار کند؟
[ترجمه گوگل]چه داروهایی می تواند یک نوجوان را به طور موثر تشخیص دهد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سالخورده (صفت)
aged, elderly, old, aging, senile, senescent, hoary

کهن (صفت)
olden, aging, ancient, hoary

سفید (صفت)
gray, hoary, blank, white, silvery, snowy

سفید مایل به خاکستری (صفت)
hoary, hoar

تخصصی

[نساجی] سفید - سفید مایل به خاکستری

به انگلیسی

• gray; white; ancient, old
a hoary problem or subject is old and familiar.

پیشنهاد کاربران

باستانی، قدیمی، کهن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما