hit upon a wheeze

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یه ایده باحال به ذهن رسیدن
• یه فکر ناب داشتن
• یک نقشه هوشمندانه کشیدن
🔸 مثال ها:
( فرار از مشکل ) Locked out of the house, we hit upon a wheeze to climb through the bathroom window.
...
[مشاهده متن کامل]

بیرون خونه گیر کرده بودیم، یک فکر باحال به ذهنمان رسید که از پنجره حمام بریم تو.
( کسب وکار ) The struggling cafe hit upon a wheeze to attract customers: free coffee on your birthday.
کافه ای که داشت ورشکست می شد، یک ایده ناب زد برای جذب مشتری: قهوه رایگان روز تولدت!
( کودکانه ) The boys hit upon a wheeze to make some extra cash by washing cars.
پسرها یک نقشه هوشمندانه کشیدند تا با شستن ماشین ها یه کم پول دربیارند.
( طنز ) My grandad hit upon a wheeze to fix the fence with an old shoe.
پدربزرگم یک فکر باحال به ذهنش رسید که با یه کفش کهنه حصار رو تعمیر کنه.