۱. ( اکتشاف فکری – اصلی )
به طور ناگهانی و اغلب درخشان به یک ایده، راه حل یا تشخیص خاص رسیدن؛ کشف کردن ناگهانی همان چیزی که دقیقاً مورد نیاز بوده است.
مثال:
Then he hit on the very idea that would save the company.
... [مشاهده متن کامل]
بعد او دقیقاً به همان ایده ای رسید که شرکت را نجات می داد.
۲. ( تأکیدی – معنای very )
واژه very در اینجا به معنای دقیقاً همان، عیناً است و برای تأکید بر تطابق کامل میان ایده ای که به آن رسیده شده و ایده ای که مورد نظر بوده به کار می رود. این ساختار نشان دهنده کشفی بی نقص و به موقع است.
مثال:
That's the very idea I was going to suggest!
این دقیقاً همان ایده ای است که می خواستم پیشنهاد دهم!
۳. ( تصادف هوشمندانه )
رسیدن به یک ایده از طریق شهود، تصادف هوشمندانه یا الهام ناگهانی، نه صرفاً استدلال خطی و گام به گام.
مثال:
She hit on the very solution after days of frustration.
او پس از روزها سرخوردگی، دقیقاً به همان راهحل رسید.
به طور ناگهانی و اغلب درخشان به یک ایده، راه حل یا تشخیص خاص رسیدن؛ کشف کردن ناگهانی همان چیزی که دقیقاً مورد نیاز بوده است.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
بعد او دقیقاً به همان ایده ای رسید که شرکت را نجات می داد.
۲. ( تأکیدی – معنای very )
واژه very در اینجا به معنای دقیقاً همان، عیناً است و برای تأکید بر تطابق کامل میان ایده ای که به آن رسیده شده و ایده ای که مورد نظر بوده به کار می رود. این ساختار نشان دهنده کشفی بی نقص و به موقع است.
مثال:
این دقیقاً همان ایده ای است که می خواستم پیشنهاد دهم!
۳. ( تصادف هوشمندانه )
رسیدن به یک ایده از طریق شهود، تصادف هوشمندانه یا الهام ناگهانی، نه صرفاً استدلال خطی و گام به گام.
مثال:
او پس از روزها سرخوردگی، دقیقاً به همان راهحل رسید.