historical cost

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The original cost is an historical cost and is therefore an irrelevant sunk cost.
[ترجمه ترگمان]هزینه اصلی یک هزینه تاریخی است و بنابراین یک هزینه شناور است
[ترجمه گوگل]هزینه اولیه هزینهای تاریخی است و بنابراین هزینه ناچیز غیر قابل توجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Our historical cost loss of £xxx million was recorded after stock holding losses of £xxx million.
[ترجمه ترگمان]کاهش هزینه تاریخی Our میلیون پوند پس از متحمل شدن xxx میلیون پوند سهام ثبت شد
[ترجمه گوگل]زیان تاریخی ما از £ xxx میلیون پس از سهام حاوی زیان های £ xxx میلیون ثبت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As in the previous example, the historical cost is irrelevant.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در مثال قبلی، هزینه تاریخی بی ربط است
[ترجمه گوگل]همانطور که در مثال قبلی، هزینه تاریخی نامناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Should they be recorded at the original historical cost, or should they be recorded at the current replacement cost?
[ترجمه ترگمان]آیا آن ها باید در هزینه اولیه تاریخی ثبت شوند، یا باید در هزینه جایگزین فعلی ثبت شوند؟
[ترجمه گوگل]آیا آنها باید در هزینه تاریخی اولیه ضبط شود یا باید در هزینه جایگزاری جاری ثبت شوند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. For instance, historical cost accounting yields much lower figures for depreciation than does inflation accounting.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، حسابداری هزینه تاریخی، ارقام کمتری را برای استهلاک به مراتب کم تر از حسابرسی تورم به دست می دهد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، حسابداری هزینه تاریخی بسیار پایین تر از نرخ تورم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Measurement attributes of historical cost and just and sound value cannot meet the accounting quality characteristic of biological assets' report.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های اندازه گیری هزینه تاریخی و ارزش صدا نمی تواند ویژگی کیفی حسابداری گزارش دارایی های زیستی را برآورده کند
[ترجمه گوگل]ویژگی های اندازه گیری هزینه های تاریخی و ارزش صدا و صدا نمی توانند کیفیت حسابداری گزارش های دارایی های بیولوژیکی را برآورده سازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Historical cost convention, principle of realizing, matching principle is important pillar for the mode that the traditional income is fixed.
[ترجمه ترگمان]کنوانسیون هزینه تاریخی، اصل تحقق، اصل تطبیق ستون مهم برای مد است که درآمد سنتی ثابت است
[ترجمه گوگل]مقررات هزینه تاریخی، اصل تحقق، اصل تطبیق، ستون مهم برای حالت است که درآمد سنتی ثابت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The U . K . will charge historical cost of default insurance on the bank's debt.
[ترجمه ترگمان]U ک هزینه تاریخی بیمه پیش فرض بر روی بدهی بانک را مطالبه خواهد کرد
[ترجمه گوگل]U کی هزینه تاریخی بیمه پیش فرض را در بدهی بانک برآورده خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Inventories are normally accounted for at historical cost, as the cost principle requires.
[ترجمه ترگمان]به طور معمول Inventories به قیمت تاریخی محاسبه می شوند، همان طور که اصل هزینه مستلزم آن است
[ترجمه گوگل]به عنوان اصل هزینه نیاز به هزینه های تاریخی معمولا به حساب می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Fixed assets shall be accounted for at historical cost as ob - tained.
[ترجمه ترگمان]دارایی های ثابت باید در هزینه تاریخی به عنوان مشاهدات ثبت شوند
[ترجمه گوگل]دارایی های ثابت باید در هزینه های تاریخی مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The exchange price between independent parties establishes the historical cost that is the basis for accounting.
[ترجمه ترگمان]قیمت تبادل بین طرفین مستقل، هزینه تاریخی را که مبنای حسابداری است، ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]قیمت مبادله بین احزاب مستقل، هزینه تاریخی را که مبنای حسابداری است، تعیین می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In order to avoid the manipulability of Historical Cost Accounting and reduce the resulting agency costs between stock holders and management, many developed countries such as U.
[ترجمه ترگمان]به منظور اجتناب از the هزینه تاریخی و کاهش هزینه های نمایندگی حاصله بین صاحبان سهام و مدیریت، بسیاری از کشورهای توسعه یافته مانند U
[ترجمه گوگل]به منظور جلوگیری از دستکاری حسابداری تاریخی و کاهش هزینه های آژانس بین سهامداران و مدیریت، بسیاری از کشورهای توسعه یافته مانند U
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. long-term liabilities are measured in accordance with historical cost principle.
[ترجمه ترگمان]بدهی های بلند مدت مطابق با اصل هزینه تاریخی اندازه گیری می شوند
[ترجمه گوگل]بدهی های درازمدت بر اساس اصل هزینه های تاریخی تعیین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Based on historical cost accounting, financial instruments can not be embodied in financial reports.
[ترجمه ترگمان]براساس حسابداری هزینه تاریخی، ابزارهای مالی نمی توانند در گزارش ها مالی گنجانده شوند
[ترجمه گوگل]بر اساس حسابداری هزینه تاریخی، ابزار مالی نمی تواند در گزارش های مالی موجود باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حسابداری] بها ی تمام شده تاریخی

به انگلیسی

• price actually paid over the course of an action (accounting)

پیشنهاد کاربران

بهای تمام شده تاریخی
بهای کالا در تاریخ خرید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما