histology

/ˌhɪˈstɑːlədʒi//hɪˈstɒlədʒi/

معنی: بافت شناسی، علم بافت شناسی
معانی دیگر: (بخشی از زیست شناسی که با ساختار بافت ها سروکار دارد) بافت شناسی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: histologic (adj.), histological (adj.), histologically (adv.)
(1) تعریف: the scientific study of the microscopic structure of organic tissue.

(2) تعریف: the structure of a living tissue, esp. its microscopic structure.

جمله های نمونه

1. Histology involves looking at cells under a microscope.
[ترجمه ترگمان]histology شامل نگاه کردن به سلول های زیر میکروسکوپ است
[ترجمه گوگل]بافتشناسی شامل نگاه کردن به سلولهای زیر میکروسکوپ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The histology indicated chronic active antral gastritis in all patients.
[ترجمه ترگمان]The antral gastritis فعال مزمن در همه بیماران را نشان داد
[ترجمه گوگل]بافت شناسی نشانگان مزمن آنترال مزمن را در همه بیماران نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. H pylori was identified by culture and histology as previously described.
[ترجمه ترگمان]H توسط فرهنگ و histology همانطور که قبلا توصیف شد شناسایی شد
[ترجمه گوگل]H پیلوری توسط فرهنگ و بافت شناسی شناسایی شده است که قبلا شرح داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Histology of the surgical specimen showed no cancer.
[ترجمه ترگمان]histology نمونه جراحی سرطان نداره
[ترجمه گوگل]بافت شناسی نمونه جراحی هیچ سرطان نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Histology showed this to be a recurrent hepatocellular carcinoma.
[ترجمه ترگمان]histology نشان داد که این دومین hepatocellular است
[ترجمه گوگل]بافت شناسی نشان داد که این یک کارسینوم مجاری ادراری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The small intestinal mucosa was studied by histology, morphometry, biochemistry, and electron microscopy.
[ترجمه ترگمان]مخاط روده کوچک توسط histology، morphometry، بیوشیمی، و میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]مخاط روده کوچک با استفاده از بافت شناسی، مورفومتری، بیوشیمی و میکروسکوپ الکترونی مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The morphology of anatomy and histology of vertebra and rib, and vertical compression on lumbar vertebrae in inbreed line Banna mining were studied.
[ترجمه ترگمان]مورفولوژی آناتومی و histology ستون فقرات و قفسه سینه، و فشردگی عمودی روی مهره های کمری در خط سیر بنا، مورد مطالعه قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]مورفولوژی آناتومی و بافت شناختی مهره ها و ریشه ها و فشردگی عمودی بر روی مهره های کمری در لاین های درختی Banna Mining مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The histology of the main nerve rings has been described in detail.
[ترجمه ترگمان]The حلقه های عصبی اصلی به طور مفصل توضیح داده شده است
[ترجمه گوگل]بافت شناسی حلقه های عصبی اصلی به تفصیل شرح داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The distribution and histology of lymphoid tissue in the Fabricius'bursal stalk were studied.
[ترجمه ترگمان]توزیع و histology بافت lymphoid در ساقه Fabricius bursal مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]توزیع و بافت شناسی بافت لنفی در ساقه Fabricius'bursal مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. AIM To observe the biomechanics and histology of minimally invasive bone grafting in the plerosis of bone defects with self-made minimally invasive bone grafting instrument.
[ترجمه ترگمان]به منظور مشاهده the و histology با حداقل نفوذ استخوان تهاجمی در بافت نقص های استخوان با استفاده از ابزار پیوند استخوان آسیب دیده با حداقل made
[ترجمه گوگل]AIM برای مشاهده بیومکانیک و بافت شناسی از پیوند استخوان حداقل تهاجمی در پلئروئید نقایص استخوانی با ابزار پیوند استخوان حداقل تهاجمی خود ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. AIM: To investigate the influence of lymphokinesis on histology of autotransplanted kidney.
[ترجمه ترگمان]به منظور بررسی تاثیر of در histology کلیه
[ترجمه گوگل]اهداف: به منظور بررسی تأثیر لنفوکینز بر هیستولوژی کبد اتوترانسفرنگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Histology showed a marked increase in the size of the cartilaginous soft callus.
[ترجمه ترگمان]histology نشان دهنده افزایش قابل توجه در اندازه غضروفی نرم غضروفی است
[ترجمه گوگل]بافت شناسی نشان دهنده افزایش قابل توجهی در اندازه کولوس نرم کف غوطه ور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Now, however, traditional teaching methods histology fail to satisfy the requirements of modem medical education.
[ترجمه ترگمان]با این حال، در حال حاضر، روش های تدریس سنتی نتوانسته اند الزامات آموزش پزشکی مودم را برآورده سازند
[ترجمه گوگل]با این حال، هیستولوژی روش های سنتی آموزشی، به برآورده کردن الزامات آموزش پزشکی مدرن نرسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective To illustrate the clinical features, pathologic histology and the change of ultramicrostructure of hemiatrophy.
[ترجمه ترگمان]هدف برای نشان دادن ویژگی های بالینی، histology pathologic و تغییر of hemiatrophy
[ترجمه گوگل]هدف: برای نشان دادن ویژگی های بالینی، بافت شناسی پاتولوژیک و تغییر فوق العاده ساختاری از هماتروفی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بافت شناسی (اسم)
histology

علم بافت شناسی (اسم)
histology

تخصصی

[زمین شناسی] علم بافت شناسی دانشی که به بررسی ساختارهای بسیار کوچک سلول ها، بافت ها و عضوها، با بهره گیری از میکروسکوپ نوری می پردازد.
[بهداشت] بافت شناسی

به انگلیسی

• scientific study of animal and plant tissues (also histiology)

پیشنهاد کاربران

انساج شناسی
histology ( علوم تشریحی )
واژه مصوب: بافت شناسی
تعریف: یکی از حوزه های کالبدشناسی که در آن به کمک ریزبین به بررسی یاخته ها و بافت ها می پردازند|||متـ . ریزکالبدشناسی microanatomy, microscopical anatomy, minute anatomy
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما