histogram

/ˈhɪstəˌɡræm//ˈhɪstəɡræm/

(نموداری که درازی ستون های آن نمایشگر میزان تکرار یا بسامد یا وقوع چیزی است) نمودار ستونی، رونگاره ی ستونی، هیستوگرام، نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a bar graph of a frequency distribution in which the frequency of a variable is represented by the height of the bar, and the class interval by the width, where each class interval is a summary of data that represents a range of independent variable values rather than a single value.

جمله های نمونه

1. The histogram shows the values for both mutant construction.
[ترجمه ترگمان]نمودار هیستوگرام ارزش برای هر دو تحول جهش یافته را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]هیستوگرام مقادیر هر دو ساختار جهش را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. On a size frequency histogram the size class in which the greatest percentage of grains is represented provides the modal class.
[ترجمه ترگمان]در یک نمودار بسامد اندازه کلاس سایز که در آن بیش ترین درصد دانه ها نمایش داده می شود، کلاس کیفی را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]در یک هیستوگرام فرکانس اندازه، کلاس اندازه ای که در آن بیشترین درصد دانه ها نمایش داده می شود، کلاس مدال را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In three patients, no analysable DNA histogram could be generated because their tumours had been fixed in Bouin's solution.
[ترجمه ترگمان]در سه بیمار، هیچ هیستوگرام DNA analysable نمی تواند تولید شود چون غده های آن در محلول Bouin ثابت شده بود
[ترجمه گوگل]در سه بیمار، هیستوگرام DNA قابل تجزیه و تحلیل نمی تواند حاصل شود، زیرا تومورهای آنها در محلول بوئین ثابت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The amplitude histogram shown in Fig. 1 c scored 190 using this procedure.
[ترجمه ترگمان]نمودار هیستوگرام نشان داده شده در شکل ۱ c با استفاده از این روش ۱۹۰ امتیاز گرفت
[ترجمه گوگل]هیستوگرام دامنه نشان داده شده در شکل 1 c با استفاده از این روش 190 می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Objective To employ an improved Exact Histogram Specification for contrast enhancement of medical ultrasonic images.
[ترجمه ترگمان]هدف از بکارگیری یک استاندارد ویژگی Histogram دقیق برای افزایش کنتراست تصاویر پزشکی مافوق صوت
[ترجمه گوگل]هدف استفاده از مشخصات پیشرفته دقیق هیستوگرام برای افزایش کنتراست تصاویر اولتراسوند پزشکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In this paper, a new histogram modification method is introduced, which is based on the image edge model and noise model.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله یک روش اصلاح هیستوگرام جدید معرفی می شود، که براساس مدل لبه تصویر و مدل نویز است
[ترجمه گوگل]در این مقاله یک روش اصلاح جدید هیستوگرام معرفی شده است که بر اساس مدل لبه تصویر و مدل نویز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. MACD - Histogram measures changes in consensus by tracking the spread between fast and slow moving averages.
[ترجمه ترگمان]MACD - Histogram با دنبال کردن گسترش بین میانگین متحرک حرکت سریع و آهسته، در توافق عام تغییرات ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]MACD - هیستوگرام تغییرات در اجماع را با ردیابی گسترش بین میانگین و سریع آهسته تغییر می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The histogram of noise distribution and the curve of the response linearity are also given.
[ترجمه ترگمان]نمودار پراکنش نویز و منحنی خطی بودن پاسخ نیز ارایه شده است
[ترجمه گوگل]هیستوگرام توزیع نویز و منحنی خطای پاسخ نیز داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The traditional image enhancement approaches include gray-scale transformation, histogram modification, histogram equalization, image smoothing and Wiener filtration.
[ترجمه ترگمان]رویکردهای افزایش تصویر سنتی شامل تغییر در مقیاس خاکستری، تغییر هیستوگرام، برابری هیستوگرام، هموارسازی تصویر و filtration وینر است
[ترجمه گوگل]رویکردهای بهبود تصویر سنتی شامل تغییر رنگ خاکستری، اصلاح هیستوگرام، تساوی هیستوگرام، صاف کردن تصویر و فیلتر کردن وینر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The histogram algorithm is used to achieve the advantages of rotation invariance, position invariance and scale invariance.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم هیستوگرام برای دستیابی به مزایای تغییر ناپذیری چرخشی، تغییر ناپذیری موقعیت و تغییر ناپذیری در مقیاس استفاده می شود
[ترجمه گوگل]الگوریتم هیستوگرام برای دستیابی به مزایای غیر قابل تغییر بودن چرخش، تغییر ناپذیری موقعیت و عدم تغییر مقیاس استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In performance, the algorithm is better than traditional histogram equalization method, unsharp mask method and enhancing method based on discrete orthogonal wavelet transform.
[ترجمه ترگمان]در عملکرد الگوریتم بهتر از روش برابر یابی سنتی هیستوگرام است، روش ماسک unsharp و روش ارتقا مبتنی بر تبدیل موجک گسسته
[ترجمه گوگل]در عمل، الگوریتم بهتر از روش سنتی هیستوگرام سنتی، روش ماسک غیررسمی و روش افزایش بر مبنای تبدیل ویولت متعامد گسسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The model types include frequency histogram, cumulative frequency distributing graph and theoretical model with double logarithmic coordinates.
[ترجمه ترگمان]انواع مدل شامل نمودار هیستوگرام فرکانس، نمودار توزیع فرکانس تجمعی و مدل تیوریک با مختصات دو برابر لگاریتمی می باشد
[ترجمه گوگل]انواع مدل ها شامل هیستوگرام فرکانس، گراف توزیع بار تجمعی و مدل نظری با مختصات لگاریتمی دوگانه می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Second, we get the two dimension color histogram from the vehicle image.
[ترجمه ترگمان]دوم، ما هیستوگرام رنگ دو بعد را از تصویر وسیله نقلیه به دست می آوریم
[ترجمه گوگل]دوم، ما هیستوگرام رنگ دو بعدی را از تصویر وسیله نقلیه دریافت می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. MACD - Histogram helps you bet on the winning party and sell short the opposition.
[ترجمه ترگمان]MACD - Histogram به شما در شرط بندی روی حزب برنده کمک می کند و مخالفان را به فروش می رساند
[ترجمه گوگل]MACD - هیستوگرام به شما در شرط برنده شدن شرط می بخشد و اپوزیسیون را کوتاه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] هیستو گرام، نمودار، پیشینه نما نوعی نمودار میله ای که در آن ف میله ها تعداد دفعات وقوع یک رویداد را بیان می کنند . هیستوگرام ها، معمولاً در برنامه های عکس رنگی و نرم افزار اسکنر به کار می روند تا امکان دستکاری ویژگیهای تصویر را به وجود آورند . هر میله نشان دهنده ی تعداد کل سلولهای تصویبری سایه ی خاصی از رنگ خاکستری است . با لغزاندن نقاط انتهایی به نزدیکی یکدیگر، وضوح تصویر کاهش یافته و با دور کردن نقاط انتهیی، وضوح تصویر افزایش می یابد . نگاه کنید به contrast chart brightness . - پیشینه نما، هیستوگرام، سابقه نما .
[برق و الکترونیک] ستون نگاشت ؛ نمودار ستونی نوعی نمایش گرافیکی به شکل ستونهای عمودی با ارتفاع متغیر که در آن ارتفاع هر ستون نمایانگر کمیت در یک طبقه بندی مشخص است. به عنوان مثال، این ستونها م یتوانند ارزش دلاری محصولات تولید شده توسط یک شرکت الکترونیکی در عرض یک سال یا در آمد آن شرکت در یک دوره ی مثلاً 10 ساله رانشان دهند. - نمودار ستونی
[زمین شناسی] پیشینه نما تابعی وابسته به مقدارهای دادهها به نسبت فراوانی پیدایش آنها. نمودار ستونی نمودار میله ای عمودی توزیع فراوانی یک پارامتر که در آن ارتفاع میله ها معادل با فراوانی کلاس های ایجاد شده بر روی محورx اند. در صورتی که تمامی کلاس ها در نمونه ها موجود باشند هیچ فاصله خالی در روی محور دیده نمی شود. ازهیستوگرام ها به منظور نمایش پراکندگی ابعاد ذرات رسوبی استفاد می شود.
[صنعت] هیستوگرام، بافت نما، بافت نگار - نمودار گرافیکی (نموار میله ای) مربوط به فراوانی داده های گروه بندی شده به منظور ارائه یک ارزیابی دیداری از توزیع فراوانی داده ها.
[ریاضیات] نمودار ستونی، نمودار پله ای، سابقه نما، بافت نگار، هیستوگرام، بافت نما، نمودار ستونی، بافت نگار
[معدن] هیستوگرام (زمین آمار)
[پلیمر] هیستوگرام
[آمار] هیستوگرام - بافت نگار- نموداری میله ای است که بر اساس فراوانی داده ها در دسته هایی رسم میشود و به کمک آن می توان داده ها را تشریح کرد.

به انگلیسی

• type of statistical graph

پیشنهاد کاربران

پیشینه نما
سابقه نما
( در آمار ) نمودار میله ای که برای متغییرهای پیوسته رسم می گردد .
بافت نگار
[در فتوشاپ و برخی نرم افزار های گرافیکی]: نمودار نور و رنگ تصویر
histogram ( آمار )
واژه مصوب: بافت نگاشت
تعریف: نوعی نمایش توزیع فراوانی داده ها که در آن فراوانی رده ها با مستطیل هایی نشان داده می شود که مساحت آنها متناسب با فراوانی هر رده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما