his vitals are in his boots

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
• علائم حیاتی اش به شدت پایین است
• وضعیت جسمی اش وخیم است
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( پزشکی – استعاری ) :** بیان غیررسمی برای نشان دادن اینکه فشار خون، ضربان قلب یا سایر علائم حیاتی فرد به شدت پایین آمده اند.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* After the accident, his vitals were in his boots.
بعد از تصادف، علائم حیاتی اش به شدت پایین بود.
2. ** ( ادبی – کاربردی ) :** استعاره از �افتادن به پایین ترین سطح ممکن�، یعنی وضعیت بحرانی و نزدیک به مرگ.
- *مثال:* The soldier’s vitals were in his boots after days without food.
علائم حیاتی سرباز پس از روزها بی غذایی به شدت پایین بود.
- - -
## 🔸 مترادف ها
• critically low vitals
• near collapse
• dangerously weak
• on the brink
- - -
## 🔸 مثال ها
• The patient’s vitals were in his boots after the overdose.
علائم حیاتی بیمار پس از مصرف بیش از حد دارو به شدت پایین بود.
• His vitals are in his boots; we need immediate intervention.
علائم حیاتی اش خیلی پایین است؛ باید فوراً مداخله کنیم.
• After the marathon, his vitals were in his boots.
بعد از ماراتن، علائم حیاتی اش به شدت افت کرده بود.