highly

/ˈhaɪli//ˈhaɪli/

معنی: خیلی
معانی دیگر: بسیار، زیاد، به شدت، قویا، خوب، مورد تایید، با موافقت، (حقوق یا مزد و غیره) گزاف، بالا، عالیرتبه، بلند زینه، جاهمند، به جای مرتفع
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: with praise or appreciation.
متضاد: unfavorably

- He speaks highly of you.
[ترجمه ترگمان] اون به شدت از تو حرف میزنه
[ترجمه گوگل] او از شما بسیار صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to a great degree.
مترادف: extremely
متضاد: slightly
مشابه: exceedingly, plenty

- She is a highly successful author with millions of fans around the world.
[ترجمه ترگمان] او نویسنده بسیار موفقی با میلیون ها طرفدار در سراسر جهان است
[ترجمه گوگل] او یک نویسنده بسیار موفق با میلیون ها طرفدار در سراسر جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: at or to a high cost.

جمله های نمونه

1. highly classified documents
اسناد بسیار محرمانه

2. highly dangerous
بسیار خطرناک

3. highly developed technology
تکنولوژی بسیار پیشرفته

4. highly interesting
بسیار جالب

5. highly recommended
مورد توصیه ی فراوان

6. a highly decorated officer
افسر دارای نشان های افتخار فراوان

7. a highly educated, experienced teacher
معلمی بسیار تحصیل کرده و با تجربه

8. a highly evacuated glass tube
لامپ شیشه ای که کاملا از هوا تهی شده است

9. a highly impressionable young man
مرد جوانی که بسیار تاءثیرپذیر است

10. a highly sexed man
مردی بسیار حشری

11. a highly touted candidate
نامزد انتخاباتی که از او خیلی تعریف کرده اند

12. i highly prize his company
مصاحبت او را بسیار گرامی می دارم.

13. too highly priced
دارای قیمت گزاف

14. ahmad has highly recommended this book
احمد خیلی این کتاب را توصیه کرده است.

15. aids is highly infectious
ایدز بسیار واگیردار است.

16. gasoline is highly combustible
بنزین بسیار قابل اشتعال است.

17. she is highly respected at the university
در دانشگاه خیلی برایش احترام قائلند.

18. to think highly of something
ارج نهادن بر چیزی

19. her works are highly considered by some critics
برخی از منقدین برای آثار او اهمیت زیادی قایلند.

20. his theories are highly speculative
نظریه های او بسیار جنبه حدسی دارد.

21. indian food is highly seasoned
خوراک هندی پر ادویه است.

22. prices have become highly inflated
قیمت ها دچار تورم شدید شده اند.

23. this information is highly confidential
این اطلاعات بسیار محرمانه است.

24. tuberculosis is a highly communicable disease
سل مرضی بسیار واگیر (دار) است.

25. i regard your father highly
من برای پدر شما احترام زیادی قایل هستم.

26. the church needed a highly trained ministry
کلیسا نیازمند کشیشان تحصیل کرده بود.

27. his claims against the company are highly debatable
ادعاهای او بر علیه شرکت بسیار قابل تردیداند.

28. the bakhtiaries' native costums made them highly visible in tehran
جامه های بومی (یا محلی) بختیاری ها آنها را در تهران انگشت نما می کرد.

29. Tom's parents were highly critical of the school.
[ترجمه ترگمان]پدر و مادر تام به شدت از مدرسه انتقاد می کردند
[ترجمه گوگل]والدین تام بسیار از مدرسه انتقاد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. Quasars are the highly energetic cores of distant galaxies.
[ترجمه ترگمان]Quasars هسته های بسیار پر انرژی کهکشان های دور هستند
[ترجمه گوگل]کوازارها هسته های پر انرژی هسته های کهکشانی دور هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خیلی (قید)
a great deal, very, many, much, extremely, far, extra, lot, crazy, ghastly, appreciably, jolly, considerably, damnably, highly, much more

به انگلیسی

• very; favorably, with admiration; generously
you use highly to emphasize that a particular quality exists to a great degree.
highly is also used to indicate that something is very important.
if you praise someone highly or speak highly of them, you praise them a lot.

پیشنهاد کاربران

سطح بالا
I highly recommend it
به شدت پیشنهادش میدم ( از نظر ارزش و رتبه )
پیشوند پُر
highly seasoned = پرادویه، پرچاشنی
highly motivated = پرانگیزه
highly proficient = پرتبحر
highly esteemed = پراحترام
عمیقاً، قویاً
در یک مفهوم معنوی
خوب و تحسین برانگیز
تا حد زیادی - تا حد بالایی
بسیار، زیاد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما