high note

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نقطه یِ اوج / پایانِ خوش
• لحظه یِ درخشان / موفقیتِ نهایی
• خاتمه یِ دلپذیر / فرجامِ مثبت
• تفاوتِ آن با "happy ending" ( پایانِ خوش ) در این است که "high note" بیشتر بر موفقیت، دستاورد، یا شکوه تأکید دارد، در حالی که "happy ending" بر احساسِ رضایتِ عاطفی تأکید دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال:
The president ended his Middle East tour on a high note by securing a major trade deal with the UAE.
رئیس جمهور تورِ خاورمیانه ایِ خود را با امضای یک قراردادِ تجاریِ بزرگ با امارات متحده ی عربی، با پایانیِ خوش به پایان رساند.
Despite the earlier tensions, the summit concluded on a high note with both sides agreeing to resume diplomatic ties.
علیرغمِ تنش هایِ اولیه، نشست با توافقِ دو طرف بر سرِ ازسرگیریِ روابطِ دیپلماتیک، به خوبی و بر رویِ یک پایانِ خوش به پایان رسید.
The ambassador hoped to leave his post on a high note after successfully mediating the hostage crisis.
سفیر امیدوار بود که پس از میانجی گریِ موفق در بحرانِ گروگان گیری، پستِ خود را با یک پایانِ درخشان ترک کند.

1. End on a high note ( پایان خوب داشتن / با موفقیت تمام کردن )
The concert ended on a high note with their biggest hit.
کنسرت با اجرای بزرگترین اثرشان پایان خوبی داشت.
2. Start on a high note ( شروع قوی داشتن / با انرژی آغاز کردن )
...
[مشاهده متن کامل]

*The team started the season on a high note with a 3 - 0 win. *
تیم فصل را با یک برد ۳ - ۰ شروع قوی ای داشت.
3. Finish on a high note ( با موفقیت به پایان رساندن )
She finished her speech on a high note, leaving the audience inspired.
او سخنرانی اش را به شیوه ای الهام بخش به پایان رساند.
4. Hit a high note ( به اوج رسیدن / نت بالا را در موسیقی اجرا کردن )
The singer hit a perfect high note during the performance.
خواننده در حین اجرا یک نت بالا را عالی خواند.
5. On a high note ( در اوج موفقیت / با حالت مثبت )
After the successful deal, the company was on a high note.
پس از معامله موفق، شرکت در اوج موفقیت بود.
6. Leave on a high note ( با یک خاطره خوب ترک کردن )
He decided to retire, leaving on a high note after his championship win.
او تصمیم گرفت پس از قهرمانی، در اوج بازنشسته شود.
deepseek

اوج کار یا اوج موفقیت یک هنرمند
he wants to go out on a high note after his last role in that movie
مترادف climax
موفق ترین ، چشمگیرترین یا اوج گیری ترین نقطه ( چیزی ) .