heterozygosity

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Accumulating data indicate that heterozygosity at codon 129 plays an important part in the phenotypic expression of familial prion diseases.
[ترجمه گوگل]داده های جمع آوری شده نشان می دهد که هتروزیگوسیتی در کدون 129 نقش مهمی در بیان فنوتیپی بیماری های پریون خانوادگی ایفا می کند
[ترجمه ترگمان]داده های accumulating نشان می دهند که heterozygosity در کدون ۱۲۹ نقش مهمی در بیان تغییرپذیری بیماری های prion خانوادگی ایفا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Heterozygosity is sustained by two methods.
[ترجمه گوگل]هتروزیگوسیتی با دو روش حفظ می شود
[ترجمه ترگمان]heterozygosity توسط دو روش پایدار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The average heterozygosity of offspring and polymorphic information content ( PIC ) etc were lower than those of their parents.
[ترجمه گوگل]میانگین هتروزیگوسیتی فرزندان و محتوای اطلاعات چندشکلی (PIC) و غیره کمتر از والدین آنها بود
[ترجمه ترگمان]متوسط زاد و ولد میانگین ولد و محتوای اطلاعاتی پلی مورفیک (PIC)و غیره پایین تر از میزان والدین آن ها بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Selfing heterozygotes halves the heterozygosity, and thus outbreeding maintains heterozygosity and produces a more adaptable population.
[ترجمه گوگل]هتروزیگوت های خود به خود هتروزیگوسیتی را به نصف کاهش می دهند و بنابراین زاد و ولد هتروزیگوسیتی را حفظ می کند و جمعیت سازگارتری تولید می کند
[ترجمه ترگمان]Selfing heterozygotes the را نیمه می کند، و در نتیجه outbreeding heterozygosity را حفظ می کند و یک جمعیت adaptable را تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Will it be sufficient to rely on the heterozygosity of one clone?
[ترجمه گوگل]آیا تکیه بر هتروزیگوسیتی یک کلون کافی خواهد بود؟
[ترجمه ترگمان]آیا برای تکیه کردن به the یک کلون کافی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Using brother - sister inbreeding with forced heterozygosity, the mice had been bred 23 generations.
[ترجمه گوگل]با استفاده از همخونی خواهر و برادر با هتروزیگوسیتی اجباری، موش ها 23 نسل پرورش داده شدند
[ترجمه ترگمان]با استفاده از همخونی خواهر - خواهر با heterozygosity اجباری، موش ها در طول ۲۳ نسل پرورش داده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Anaphase bridges were used as indicators of inversion heterozygosity.
[ترجمه گوگل]پل های آنافاز به عنوان شاخص هتروزیگوسیتی وارونگی استفاده شد
[ترجمه ترگمان]پل های Anaphase به عنوان شاخص وارونگی هرمی مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Selfing heterozygotes halves the heterozygosity, and thus outbreeding maintains heterozygosity and produces a more adaptable population. Compare homozygous.
[ترجمه گوگل]هتروزیگوت های خود به خود هتروزیگوسیتی را به نصف کاهش می دهند و بنابراین زاد و ولد هتروزیگوسیتی را حفظ می کند و جمعیت سازگارتری تولید می کند هموزیگوت را مقایسه کنید
[ترجمه ترگمان]Selfing heterozygotes the را نیمه می کند، و در نتیجه outbreeding heterozygosity را حفظ می کند و یک جمعیت adaptable را تولید می کند homozygous را مقایسه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Nineth five percent of large bowel cancers showing loss of heterozygosity for 17p alleles also contain a point mutation.
[ترجمه گوگل]نهم پنج درصد سرطان های روده بزرگ که نشان دهنده از دست دادن هتروزیگوسیتی برای آلل های 17p هستند نیز حاوی جهش نقطه ای هستند
[ترجمه ترگمان]Nineth ۵ درصد از سرطان های روده بزرگ نشان می دهد که از دست دادن heterozygosity برای ۱۷ الل p هم دارای جهش نقطه ای هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The heterochromatic polymorphism of C-banding patterns in rye and the heterozygosity in wild rye are found in our analysis.
[ترجمه گوگل]پلی مورفیسم هتروکروماتیک الگوهای باند C در چاودار و هتروزیگوسیتی در چاودار وحشی در تجزیه و تحلیل ما یافت می شود
[ترجمه ترگمان]پلی مورفیسم با استفاده از الگوی C پلی - در چاودار و the در چاودار، در تحلیل ما یافت می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The proportion of polymorphic loci and the mean average heterozygosity of the population were 24%and 0. 08 respectively.
[ترجمه گوگل]نسبت جایگاه‌های چندشکلی و میانگین هتروزیگوسیتی جمعیت به ترتیب 24% و 0 08 بود
[ترجمه ترگمان]نسبت جایگاه پلی مورفیک و میانگین متوسط جمعیت در جمعیت ۲۴ % و ۰ بود به ترتیب ۰۸
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Methods We used the polymerase chain reaction and restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) to examine 40 oral squamous cell carcinomas for loss of heterozygosity (LOH) at APC.
[ترجمه گوگل]MethodsWe از واکنش زنجیره ای پلیمراز و پلی مورفیسم طول قطعه محدود (PCR-RFLP) برای بررسی 40 کارسینوم سلول سنگفرشی دهان برای از دست دادن هتروزیگوسیتی (LOH) در APC استفاده کردیم
[ترجمه ترگمان]روش ها ما از واکنش زنجیره پلیمراز و پلی مورفیسم با فاصله کوتاه پلی مورفیسم (PCR - RFLP)برای بررسی ۴۰ سلول squamous oral برای از دست دادن of (loh)در نفربر زرهی استفاده کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. There were no significant differences in allele number and expected heterozygosity among breeds using Friedman test.
[ترجمه گوگل]تفاوت معنی داری در تعداد آلل و هتروزیگوسیتی مورد انتظار در بین نژادها با استفاده از آزمون فریدمن مشاهده نشد
[ترجمه ترگمان]تفاوت معنی داری در تعداد آلل ها وجود نداشت و heterozygosity مورد انتظار بین نژادها با استفاده از آزمون فریدمن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Method Polymerase chain reaction and restriction fragment length polymorphism were used to examine 40 oral malignant tumors for loss of heterozygosity at chromosome 3p.
[ترجمه گوگل]روش واکنش زنجیره ای پلیمراز و پلی مورفیسم طول قطعه محدود برای بررسی 40 تومور بدخیم دهان برای از دست دادن هتروزیگوسیتی در کروموزوم 3p استفاده شد
[ترجمه ترگمان]روش واکنش زنجیره ای polymerase و پلی مورفیسم طول قطعه پلی مورفیسم برای بررسی تومورهای بدخیم دهانی برای از دست دادن of در کروموزوم ۳ استفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• (biology) state of being heterozygous, state of containing a dissimilar pair of genes for any hereditary characteristic

پیشنهاد کاربران

ناجور تخمی، ناجور زادی

ناهمگونی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما