here's the rub

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اینجا مشکل اصلی اینجاست
• قضیه از این قرار است ( با اشاره به یک مانع یا نقطهٔ دردناک )
• این شد اون نقطهٔ حساس کار
• اصل ماجرا اینجاست ( با بار منفی )
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

The new software will save us time. But here's the rub: it costs ten thousand dollars.
نرم افزار جدید در زمان صرفه جویی می کند. اما مشکل اصلی اینجاست: ده هزار دلار قیمت دارد.
I'd love to travel the world. Here's the rub – I have no money and no passport.
دلم می خواهد دنیا را سفر کنم. قضیه از این قرار است – نه پول دارم، نه پاسپورت.
We finally found the perfect apartment. Here's the rub: the landlord won't allow pets.
بالاخره آپارتمان عالی را پیدا کردیم. اما این نقطه حساس ماجراست: صاحبخانه حیوان خانگی قبول نمی کند.
( ارجاع به شکسپیر ) To be or not to be, that is the question. But here's the rub: we never know what comes after.
بودن یا نبودن، مسئله این است. اما قضیه از همین قرار است: ما هرگز نمی دانیم پس از آن چه می آید.

بزرگ ترین مشکل همین جاست.
( این عبارت برای اولین بار در کتاب هملت اثر شکسپیر آورده شده است )
سایر معادل ها:
that's the rub
there's the rub