herd the cats

پیشنهاد کاربران

1. ( استعاری – اصلی ) : کنایه از تلاش برای مدیریت یا هماهنگ کردن افراد یا چیزهایی که ذاتاً مستقل، بی نظم یا کنترل ناپذیر هستند.
مثال: Trying to organize volunteers was like herding cats.
تلاش برای سازماندهی داوطلبان مثل جمع کردن گربه ها بود.
...
[مشاهده متن کامل]

2. ( محاوره ای – کاربردی ) : برای توصیف کارهای مدیریتی یا گروهی که بسیار دشوار و پر هرج ومرج اند.
مثال: Managing creative people can feel like herding cats.
مدیریت افراد خلاق می تواند مثل جمع کردن گربه ها باشد.
🔸 مترادف ها
• impossible task
• chaotic coordination
• like pulling teeth ( اصطلاح مشابه )
• Sisyphean effort ( تلاش بی پایان )
🔸 مثال ها
• Coordinating the meeting was like herding cats.
هماهنگ کردن جلسه مثل جمع کردن گربه ها بود.
• Teachers often feel like they’re herding cats.
معلم ها اغلب احساس می کنند دارند گربه ها را جمع می کنند.
• Herding cats is a metaphor for impossible coordination.
جمع کردن گربه ها استعاره ای برای هماهنگی غیرممکن است.